دیدگاه های دکتر محمدهادی ویسی(Mehrdad)از ایران شهر کرمانشاه

بنام خدا
مدیریت برخوردباچالش
۱- نگهداشت آرامش و خونسردی خود
۲- پرهیز از ابراز دیدگاه تا بررسی فراگیر
۳- بررسی و شناسایی ریزبینانهٔ هنگامه و جایگاه بروز چالش
۴- ابراز پنداره هایی پیرامون چگونگی بروز چالش
۵- بازخوانی وپژوهش دانش‌ بنیان پیرامون چالش و چگونگی بروزآن
۶- بررسی و واکاوی چالش برپایهٔ سناریوهای (پنداره های) ابرازی
۷- روشن نمودن درصد بروز هر پنداره یاسناریو بر اساس بررسیها و پژوهشهای دانش بنیان
۸- برگزیدن برترین پنداره برای بررسی چگونگی بروز چالش
۹- بررسی جایگیری و دیدگاه هماوردان برای به دست آوردن فاکتورهای بیشتر
۱۰- واکاوی و بررسی ریزبینانهٔ پندارهٔ برتر و شناسایی همهٔ بن یاخته های چگونگی بروز چالش
۱۱- پیامد یابی پایانی 
۱۲- ابراز دیدگاه پایانی دربارهٔ چگونگی بروزچالش
۱۳- شناسایی تهدیدهای ریشه گرفته از چالش
۱۴- شناسایی وابراز راهکارهای چگونگی دگرگونی  تهدیدهای برآمده از چالش به فرصتهای بهینه 
۱۵- بهره برداری از فرصتهای برآمده از راهکارهای پیشنهادی.
دکتر محمدهادی ویسی

بنام خدا
تئوری تعریف انسان
درجهان امروز دیدگاههای گوناگونی ابراز میگردد که یکی از برجسته ترین آنهادیدگاههای ابرازی در مورد انسان است.این دیدگاه بن مایهٔ نگرش‌های دیگری خواهدشدکه پیرامون انسان، جوامع انسانی و سازمانها بروز کرده و فراز و فرودهایی را درپی خواهدداشت.
ارسطو انسان را حیوانی سخنگومیدانست.
فروید انسان را حیوانی غیرقابل اعتماد و ذاتٱ شر می داندکه همهٔ نگونبختی های هستی، برآمده از این شر سرشتی انسان است.
ویلهلم ریچ انسان را حیوانی قابل اعتماد می داند که میتوان به او باورداشت.
ژان فرانسوا دورتیه، انسان را حیوانی شگفت انگیز می پندارد.
اگرخوب به این دیدگاهها نگریسته شود، همگی انسان را یک حیوان می پندارند که دارای ویژگی هایی وابسته به خوداست و این فروکاستن جایگاه انسان تا اندازهٔ دیگرحیوانات، چالشهایی را برمی انگیزد که نگاه ابزاری به انسان را گسترش خواهدداد.زیراانسان دردوره هایی از حیوانات به جای ابزار موردنیازبرای ترابرد کالاها و حتا خودش بهره برداری می نمود.بنابراین میتوان گفت که دیدگاه برده داری، بروکراسی وبر و مدیریت علمی تیلور که نگاهی ابزاری به انسان داشتند همگی برگرفته از این نگرش حیوان نگر به انسان بوده اند.
امااز دیدگاه این پژوهشگر،انسان نه تنها حیوان نبوده و نیست، بلکه انسان پدیده ای زنده، اندیشگر، خردورز و فرهمند است که همهٔ تلاش ما باید درراستای دستیابی انسان به فره و کمال مورد درخواست او باشدکه درزیربه ریز بن یاخته های این تعریف خواهیم پرداخت.
۱-انسان پدیده ای زنده است زیرا خودمیتواند به نیازمندیهای خودرسیدگی نموده وآنها را برآورده نماید.
۲- انسان پدیده ای اندیشگر است زیرا در برخورد باهرپدیدهٔ ناشناخته ای،درموردآن پنداره های خودرا بررسی کرده، پدیده رامورد واکاوی قرار داده ،چرایی، چگونگی و توانایی های آنرا مورد شناسایی قرار میدهد.برای نمونه اگر رایانه را بررسی کنیم، میبینیم که با یاری هوش مصنوعی خودمیتواند جمع بین ۳ با۳ را تشخیص به ۶ دهد اما نمی‌توانددربارهٔ آن تفکرنموده وچرایی پدید آمدن چنین رویدادی را بررسی و روشن نماید زیرا برانگیخته نشده ونیزنمیتوانددربارهٔ آن به پرسش گری بپردازد.
۳- انسان پدیده ای خردورزاست، زیرا پس از اندیشیدن درمورد پدیدهٔ ناشناخته،ازراه تحلیل ذهنی خودپیوندی منطقی بین اندامهای پدید آورندهٔ آن پدیده می یابد.
برای نمونه، هنگامی که سوخت را درون خودرو می ریزد و آنرا روشن می کند، با نیروی خردخود درمی یابدکه بین واریز سوخت درخودرو و به جنبش درآمدن چرخهای آن،پیوندی منطقی وجود دارد که خودرو راروبه جلو پیش می برد.
۴- انسان پدیده ای فرهمند است زیرا همواره در پی دستیابی به پیشرفت و کمال یا فره است. اگر چنین نبود، انسان هم مانند حیوانات بایدبه همان گونه ای که درچندهزارسال پیش میزیسته، به ادامهٔ زندگی خودمی پرداخت ولی امروزه می بینیم که روش زندگی انسان نسبت به یکی دو صدهٔ پیش هم دگرگونی بسیاریافته تاچه رسدبه چندهزارسال پیش.بنابراین بایدگفت که انسان افزون بر زنده بودن،اندیشگری وخردورزی، پدیده ای فرهمند یا فره خواه یا کمالگرانیزمی باشد و همواره برای دستیابی به فرهمندی بیشتر یا درجهٔ کمالی بالاتر درتلاش وتکاپوست.لذادیگرنمیتوان بانگرشی سطح پایین به منابع انسانی، اورا در شمار برده و ابزار به حساب آورد وبایدکوشیدتا منابع انسانی در هرسازمان،جامعه یاکشوری، به آن فرهمندی باشکوه مورد درخواستش دست یابد.درنتیجه ودرپایان باید گفت که هدف سازمان ها نباید همانند لیبرال‌های پیرومکتب شیکاگو، اصالت دادن به«مفهوم سود» باشد،زیرا این مفهوم آفریدهٔ ذهن انسان است و در فرع قرارمی گیرد،بنابراین بایداصالت را به انسان وکرامت انسانی که اصل مطلب است دادتا جهان ما رنگ و بوی خوشایندی وکمال گرایی را به خود ببیند.
درپایان به یاد داشته باشیم که انسان باید بدین گونه شناسانده یاتعریف شود:
«انسان پدیده ای زنده،اندیشگر،خردورز و فرهمند» است.
۱۳۹۹/۰۱/۲۱
دکترمحمدهادی ویسی

بنام خدا
تئوری ایربگ
روزی که از محل کار به سوی خانه بازمی گشتم، چتربازی رادیدم که در بین راه روانسر کرمانشاه، فروافتاده بود که برای کمک به او،بی درنگ به  اورژانس زنگ زدم. پس از آن در این اندیشه فرو رفته که برای نجات این چتربازان چه کاری می شود انجام داد که پیامد اندیشگری بنده، ویژه نمودن ایربگ درصندلی چتربودتاهنگامیکه چترباز بنابه هردلیلی، نتواندچتردرحال پروازخودراکنترل نماید، بازدن دکمهٔ ایربگ، چتر سقوط کرده برروی ایربگ بازشده درسطح زمین قرارگرفته واز آسیب رسیدن به خلبان چتر،جلوگیری گردد.
حال همین تئوری رامیتوان برای سازمانها به کار برد. به هر رو همهٔ سازمانهاپس از گذران چرخهٔ زندگی خود،به دوران پیری می رسندوای بسا که به مرگ سازمانی دچارگردند. برای جلوگیری از مرگ سازمانی، پیشنهاد بنده، بهره گیری ازتئوری ایربگ است. براساس این تئوری که برای نخستین بار مطرح می شود، ازدید این پژوهشگر، هر سازمان می بایست درکنار کار اصلی خود، یک کار وپیشهٔ حاشیه ای دراندازهٔ کوچک را راه اندازی و پیگیری نماید تادرهنگامیکه کاراصلی سازمان با بحران همراه وبه مرگ گرایید، سازمان پایه های کاروپیشهٔ خودرا برروی پیشهٔ حاشیه ای ترابرد نموده و از مرگ و نابودی همیشگی خود، جلوگیری نماید. روزجشن تیرگان۱۳۹۹/۴/۱۳
دکترمحمدهادی ویسی

بنام خدا
تئوری پرتوX
امروزه دیدگاهی درموردرادارهای کوانتمی ابراز شده که براساس تابش فتون‌های درهم تنیده به شناسایی و پیدا نمودن پرنده های رادارگریزمی پردازند.اماآنچه که بنده بدان می پردازم پیشنهاد به دانشمندان برای ساخت رادارهایی باساختار تابش پرتوX می باشد زیرا این پرتو،تنها پرتویی است که از میدان جاذبهٔ بسیارنیرومندسیاه چاله های فضایی گذشته و دیدن آنها رابرای آدمی فراهم می آورد.بنابراین با نگاه به این توانمندی اشعهٔX میتوان گفت که اگر راداری براین پایه ساخته شود،دیگرهیچ پرندهٔ رادارگریزی توان فرار ازدام شناسایی این راداررانخواهدداشت.
همچنین میتوان از تئوری اشعهٔX در بازاریابی نیز بهره برداری نمود.دراین تئوری بایدسامانه ای در سازمانها،نگارگری شود که بتواندبابررسی یاخته های ویژهٔ شناسایی اسبهای تروا و سازمانهای با استراتژی یورشی، یورش برندگان به بازار را شناسایی نموده، و هنگامهٔ مورد نیاز برای نگارش راهبردهای پدافندی را دردسترس مدیران سازمان قراردهد.برای نگارگری سیستم پرتوX،سازمان باید برنامه ای براساس هوش مصنوعی فراهم آورده و باپژوهشهای میدانی به شناسایی بن یاخته های نشانگریورشگران به بازار پرداخته وسپس این بن یاخته های وابسته به هماوردان رادربرنامهٔ سامانهٔ هوشمند سازمان واردوضریب برهمکنش آنهارا نیز واردنماید و روندی رادرپیش گیرد که هرروز این ضریبهابه روزشوندتادرجهٔ یورش آورندگی هماورد ان به بازارراشناسایی و راهکارهای بایسته رابرای رویارویی باآنهابه مدیران پیشنهاد نماید.
دکترمحمدهادی ویسی 
۹۹/۱۱/۸خورشیدی

بنام خدا
فرزند۱۲ سالهٔ بنده بنام آمیتیس پیشنهاد فرآوری کهربا ازخاک وشن را داد بدینگونه که شن را درمخزنی ریخته وبا یک تسمه نقاله به بالای برج فرآوری برده واز آنجابرتوربینی که برای بهره برداری کارگزاری شده ریخته تا انرژی مکانیکی پدیدآمده وسپس این انرژی مکانیکی به یک ژنراتور ترابرد شده تا انرژی مکانیکی توربین رابه انرژی الکتریکی دگرگون نماید وخاک وشن دوباره پس ازگذرازتوربین د مخزن ریخته ودوباره به چرخهٔ فرآوری بازگردد. این ایده دارای برتری بزرگ کنار زدن نبودوکمبود بارش وآب درتوربینهای آبی ونوزیدن باد در توربین های بادی ویا ابری بودن آسمان درپنلهای خورشیدی است و ایرادهای آنها را ندارد، افزون اینکه دشتهای کویر لوت هم سرشاراز شن برای برپایی نیروگاه‌های خاک وشنی است.
دکتر محمدهادی ویسی

بنام خدا
تئوری دگردیسی 
برای اینکه بتوان ازکاروان پیشرفت گیتی جلو افتاد باید نگرشی دگردیسانه به مدیریت،فرآوری، فرد، سازمان و جامعه داشت. پی گیری فرآوری با روندکنونی،کشوررا همواره یک گام ازدیگرکشورها واپس نگه میدارد.برای اینکه بتوان دگردیسی فرا گیر راپدیدآورد بایداز روشهای زیر بهره برداری نمود:
۱-داشتن نگرشی نوین به روندها،رویه هاو گیتی
۲-توانمندسازی نیروی تخیل افرادازراه آموزش
۳-روندآموزش وپرورش و آموزش برتر را باید از روند آموزش نگر، به روندی پژوهش نگر، دگرگون نمود.
۴-می بایست که دانش آموزان و دانشجویان برای هر درس خود، یک پروژهٔ پژوهشی داشته وپس از  به انجام رساندن آن،مدارس ودانشگاهها،آنها را به نمای کتاب،مقاله،مجله و یا فیلم درآورده و عرضه نمایند وحتا میشودآنها را ترجمه و صادر کرد.
۵-می بایست تا پایان دورهٔ کارشناسی ارشد از جدا سازی تخصص ها جلوگیری نموده و همهٔ دانش‌های کنونی رابه دانش آموزان و دانشجویان آموخت و تخصص گرایی وجداسازی رشته ها را ازدورهٔ دکترا و فرا دکترا آغاز نماییم.
۶-بایددانش آموزان تاگرفتن دیپلم،همهٔ آموزشهای موردنیازبرای مهارتهای زندگی مانند:پخت وپز، رانندگی خودرو،موتورسیکلت،قایق،کشتی، غواصی وحتاخلبانی چتر،هلیکوپتر و هواپیما را بیاموزندودرچندرشتهٔ ورزشی کنشگری نمایندبه گونه ای که دیپلم آنها نشان‌دهنده دستیابی به مهارت درموردکارهای بالاباشدودیگرنیاز به گرفتن گواهینامه رانندگی در خودرو و... نباشد.
۷- باید تاپایان دیپلم، دانش آموزان در چند رشتهٔ کاری کنشگری نموده،به یادگیری پیشه بپردازند به گونه ای که مدرک دیپلم آنها، نشاندهندهٔ دستیابی به مهارتهای کاری که درآن یادشده،باشد.
۸-بایدآموزش زبانهای پیشرو گیتی که در دانش و فناوری سرآمدهستند،مانند:انگلیسی،روسی،ژاپنی، آلمانی وچینی ونیززبان عربی برای آشنایی ژرف با بن مایه های دینی، از همان آغاز دبستان در زمینه های خواندن، نوشتن و گفتگو،در برنامهٔ درسی دانش آموزان قرارگیردتادرپایان دیپلم بتوانند به آسانی بااین زبانها خوانده،نوشته و سخن بگویند.  
دکتر محمدهادی ویسی
سه شنبه۱۴۰۰/۱/۳

بنام خدا
ایدهٔ خردورز
این نوشته می کوشدتاچگونگی روندکنشگری جامعهٔ ایران درمدارصفردرجه رابررسی نماید. همانگونه که همگی آگاهیم،ازدوران مشروطه تا کنون تلاش شده تافرمانروایی ملت جایگزین فرمانروایی قدرت گردد.آنچه که روشن می نماید این است که،فرمانروایی ملت بامیانجیگری قانون شدنی است،امادرفرمانروایی قدرت این ارادهٔ فرد است که فرمانروایی را رقم زده،دیدگاه فردبنام قانون به کنشگری درپهنهٔ جامعه می پردازد. اماچرا درایران ازدوران مشروطه تاکنون، بااینکه خواست مردم برفرمانروایی ملت ازراه قانون برای کنارزدن چالشهای پیش روی کشورومردم بوده،این خواست نتوانسته به بارنشسته وچالش ها راپشت سرگذارد؟درپاسخ به این پرسش خوب است به دیدگاه میرزاخانی ومجاهدبپردازیم. آنهابراین باورندکه هر ایدهٔ ابرازی برای کنارنهادن چالشهای پیش روی کشو وملت بایدبامدرنیته، ایدئولوژی و ناسیونالیسم همخوان باشد.چه اگر جزاین باشد،دیدگاه ابرازی توان جایگزینی قدرت قانون باقانون قدرت رانخواهدداشت.بنابراین ایرادکارمشروطه خواهان دراین بودکه خواهان فرمانرواکردن قانون،همراه بانگرش سکولار بودند که این خود پادگرایی(ضدیت)این دیدگاه باایدئو لوژی رارقم می زد.پیامدچنین نگرشی، پشتیبانی نکردن نهادهای مردمی ازسیستم مشروطه بودکه این کاستی،دوباره به فرمانروایی ارادهٔ فردی تبار پهلوی به جای قانون انجامید.ازسوی دیگرخاندان پهلوی نیزکه همان رویهٔ سکولاررادرپیش گرفتند، باآنکه تلاش نمودندبا پشتیبانی ازگروه هاواحزاب ناسیونالیستی چون حزب ایران باستان وحزب پان ایرانیسم، دیدگاه خودرادرراستای زنده نمودن تمدن ایران باستان نشان دهند،اماهمان دیدگاه سکولار ابرازی ازسوی آنها، پادگرایی مردم رارقم زده وسرانجام به سرنگونی این خاندان انجامید. ازدیدگاه گوستاولبون جامعه شناس،مردم خواهان دریافت ایده هادرچارچوب ایدئو لوژیک هستند تا ازبارمسئولیت خودبکاهند.از سوی دیگر دراصل  نخست دیدگاه پست مدرن که درجلددوم کتاب تئوریهای مدیریت دکتررحمان سرشت بدان  پرداخته شده وابرازمیداردکه «فرد افسانه است» بدین نکته نیزمی پردازدکه:«اندیشه های بشری تأثیرگذارنخواهدبودمگردرچارچوب ایدئولوژیک». بنابراین هرگونه پادگرایی باایدئولوژی به ناچاربه شکست انجامیده،به بارنخواهد نشست.دردوران کنونی نیزمردم باخواستهٔ جمهوری اسلامی برای به بارنشاندن استقلال وآزادی به میدان آمده،برای فرمانرواکردن ملت،راه قانون اسلام رابرگزیده و خواستارآن شدند.اما ملت ایران ایدئولوژی شیعه رااسلام میدانستند و این ایدئولوژی که باتلاشهای علامهٔ مجلسی دردوران صفویه،برای پاسداری از هویت ایرانی دربرابریورشهای ایدئولوژیک عثمانی برجسته گردید،آموزه های مذهبی خودرا برگرفته ازمکتب امام سوم شیعیان یعنی امام  حسین(ع) همسرشهربانودختریزدگردسوم،شاهنشاه ساسانی گرفته است وامام زین العابدین (ع)نوهٔ راستین یزدگردسوم وشاهزادهٔ ایران زمین بوده،به پیروی از آن،دیگرامامان شیعه نیزشهزادهٔ ایران زمین به حساب می آیند.به همین دلیل درآموزه های علامهٔ بزرگوارمجلسی،به امامان و امام زاده های شیعه، شاه وشاهزاده میگفتند.ماننداینکه به امام حسین که دامادشاهنشاه ساسانی بود،شه تشنه لب گفته وبه دیگران نیزهمین القاب رانسبت میدادند.مانند: شاه چراغ،شاه عبدالعظیم،شااحمد شاهزاده محمد و...که این نگرش مذهبی، همگرایی ایدئولوژی و ناسیونالیسم رابه همراه داشت.ازسوی دیگراز آنجا که درمذهب شیعه یکی ازمنابع فقهی اجتهاداست، بنابراین این مذهب پا راازمدرنیته فراترنهاده،وارد پهنهٔ پسامدرن میشود زیراهمواره توانایی همگام نمودن خودباچگونگی پیرامون وزمان رادارد. بنابراین مذهب شیعه باوجودتوانایی دربه روز نگهداشتن خود، توانست باافزودن این توانایی به توان برقراری همبستگی بین ایدئوژی وملی گرایی ایران از هم پاشیده را به کشوروملتی منسجم و هماهنگ دگرگون نماید تا جاییکه توانمندواستوار دربرابرامپراطوری عثمانی ایستادودردوران شاه عباس بزرگ وکریم خان زند دلاور،مزهٔ شکستهایی بزرگ رابه عثمانیهاچشاند.اماپس ازانقلاب ازآنجا که گروه وجریان روحانیون مبارزکه اکنون بانام اصلاح طلب واردمیدان گشته،بانگرشهای خشک مذهبی ماننددوختن روسری باپونز بر پیشانی دختران ازسوی اکبرگنجی وطرح حجاب اجباری، باکارهای فرهنگی، واژه های شاه وشاهزاده رااز پیشوند نام امامان و امام زاده هابرداشته و واژهٔ امام زاده رانشاندندکه این خودجدایی ایدئولوژی از ناسیونالیسم رارقم زد.ازسوی دیگر،ازآنجا که این روند،اندیشگری اجتهادوبه روزرسانی راتنهادر دانش عقلی وکلامی میدید،ازسازگارنمودن دیدگاه های آیینی باتئوریهای علوم تجربی چشم پوشی مینمود.برای نمونه این گروه،ویدئوراممنوع کرده که آقای عبدخدایی باانگشت نشانه رفتن به سوی موردی که درآن دوران آقای سیدمحمدخاتمی وزیر ارشادبوده وآقای تاج زاده نیزدرآن نشست بودند،

باپرسش ازچرایی ممنوعیت ویدئوازسوی آقای عبدخدایی،آقای سیدمحمد خاتمی درپاسخ می گویند:بفرماییدموادمخدررا هم آزادکنیم وآقای تاج زاده ابرازنموده،آقاچندروزغرب رفته،متجدد شده اند.همچنین ممنوعیت کاربردعینک دودی درپیست دیزین ازسوی آقای محمودمیرلوحی، ممنوعیت گفتگوی هنرپیشگان زن ومردپیش از همکاری درفیلم برای آشنایی بایکدیگردرچگونگی برقراری ارتباط درفیلم، ممنوعیت بازی هنرپیشه گان پیش ازانقلاب در فیلمهاوجنجالی که برسر فیلم برزخیهاباهنرپیشگی فردین،ایرج قادری، سعیدرادوناصرملک مطیعی به پاشدکه به جبهه گیری دربرابروزیرارشادوخت،آقای عبدالمجید معادیخواه انجامید.لیست ۱۵۰ نفره ای ازبازیگران که برای اخراج به آقای معادیخواه داده شدکه با ورود«حضرت آقا»که درآن هنگام رئیس جمهور بودندازآن جلوگیری گردید.ممنوع التصویر نمودن بهروزوثوقی،فردین وملک مطیعی ازسوی  آقایان سیدمحمدخاتمی،میرحسین موسوی ومحسن مخمل باف،طرح جداسازی جنسیتی در گذرهاو اتوبوسهاوکشیدن چادربین دانشجویان از سوی آقایان روحانی،سیدمحمدخاتمی ومیرحسین موسوی،طرح حذف دگراندیشان بارویکرداعدامها وقتل عامهای بی دروپیکرخلخالی،کشتارسال۶۷ با تصمیم نشست موسوی خوینیها،موسوی اردبیلی موسوی تبریزی،مصطفی پورمحمدی، قاضی نیری ومیرحسین موسوی،پاکسازی دانشگاههاازسوی دکتر سروش ودکتر زیباکلام و... وواپس نگریهای خشک مذهبی که ازسوی آقایان فیض الله عرب سرخی، عباس عبدی،تاج زاده وسیدمحمدخاتمی دروزارت فرهنگ وارشاد اسلامی انجام می گرفت وفاجعهٔ بزرگترکه بافرمان آقای موسوی خوینیها پدرمعنوی اصلاحات انجام گرفت که همان ورودو یورش به سفارت آمریکاازسوی دانشجویانی چون سیدمحمدرضاخاتمی،سعیدحجاریان، معصومه (نیلوفر)ابتکار،عباس عبدی،حبیب الله بیطرف، محسن میرداماد،محموداحمدی نژادوکمال تبریزی 
بود،همگی نمایش پادگرایی بی چون وچرای ایدئو لوژی مطرح شده ازسوی جریان اصلاح طلب با مدرنیته بود،درحالیکه مذهب شیعه باداشتن ویژگی اجتهاد،پاراازمدرنیته فراترنهاده ودرپهنهٔ دیدگاه پست مدرن قرارمی گیردزیرا این مذهب میتواندبه صورت اقتضایی به کنشگری پرداخته و نگرش مدیریت اقتضائی بربینش ونگرش دینی جامعه رارقم بزند.بنابراین پس ازانقلاب بانگرش خشک یک سویه گرای جریان روحانیون مبارز یا اصلاح طلبان کنونی،همبستگی۳یاختهٔ ملی گرایی، ایدئولوژی و مدرنیته ازهم گسیخت که همین کار زمینه سازکارا نبودن راهکارهای تکنیکی علوم تجربی برای کنارزدن چالشهای پیش رو را رقم زد.بنابراین می بایست دیدگاه معنانگر«ایدهٔ خردورز» جایگزین دیدگاه سرزمین نگر«ایدهٔ ایران» گردد. زیراچالش های پیش روی ایران وهرسرزمین دیگری باخرد ورزی واندیشه نگری کنارزده خواهد شدوبرای همین است که نگرش فقهی برگرفته ازقرآن بزرگ می فرمایند:
«کل ماحکم به شرع حکم به عقل وکل ما حکم به عقل حکم به شرع».
بنابرآنچه دربالاگفته شدوبر اساس خردواندیشهٔ بهینه نگربایدگفت:
 هنگام آنست که مذهب شیعه بارویکردونگرش علامهٔ بزرگوارمجلسی،به پهنهٔ ایران زمین بازگرشته و«ایدهٔ خردورز»راهکارخودراپیاده سازی نماید.
دکترمحمدهادی ویسی

بنام خدا
تئوری نگاه پست مدرن درپیاده سازی دیدگاههای اقتصادی و مدیریتی 
در تئوری اقتصادی مدیریتی پست مدرن، هیچ یک از دیدگاه های اقتصادی،مدیریتی به نام یک ابر دیدگاه، سفارش و به کارگرفته نمی شود؛زیرا براساس اصل دوم دیدگاه پست مدرن،«ابرتئوری وجودندارد».دراین دیدگاه بایستی تئوریهای اقتصادی همخوان باهنگامه و بسترپیاده سازی وابسته به آنها،به کارگرفته شود.
بایددانست که تئوریهای اقتصادی،مدیریتی نئو لیبرال، در اقتصادهایی پاسخگوخواهندبودکه بنگاه‌های اقتصادی وفرآوری آنها درزمرهٔ بنگاه ها وفرآوریهای پیشتازباشند؛زیرادراین اقتصادهابر اساس معمای واسیلی لیونتیف،چون بنگاههاو فر آوریهای آنها،پیشتاز می باشندوچون این فرآورده ها در ردهٔ نخست چرخهٔ زندگی فرآورده ازدیدگاه ریماندورنون قرار دارند،بنابراین نیازبه نیروی کار ماهروفرآوری کاربرخواهندداشت.بانگاه به این روند، روشن است که پیاده سازی دیدگاه های اقتصادی مدیریتی نئولیبرال که در پی کشسانی، چابک سازی،کاهش نیروی کارسازمان وبستن قرار دادهای کاری کوتاه دوره هستندچالش بیکاری و بهره کشی از نیروی کار را درپی نخواهندداشت؛زیرانیروی کار به دلیل ماهر بودن،دارای توان چانه زنی بالا وکارآفرینی خواهدبود.بنابراین نیروی کار بیرون آمده ازسازمان،بیدرنگ میتواند درسازمانی دیگردست به کارشده و یااینکه خودبه کارآفرینی بپردازد.
اماتئوریهای اقتصادی ورودگردولت ونیزتئوری مدیریت ژاپنی z،که درپی بالابردن جایگاه نیروی کاربراساس ارشدیت،به کارگماری همیشگی نیروی کار،استخدام فرزندان کارکنان وپشتیبانی هماهنگ از برخورداریهای سازمان وکارکنان را در دستورکار خوددارد، سازگاربااقتصادهایی است که بنگاه‌های اقتصادی و فرآوریهای آنهادرردهٔ فرآوریهای فراگیر ودورچهارم ازچرخهٔ زندگی فرآورده براساس دید گاه چرخهٔ زندگانی فرآوردهٔ ریماندو رنون باشند.
بنابراین بایدبرای هرهنگامه وبستراقتصادی،تئوری اقتصادی مدیریتی همخوان باآنرابه کارگرفت.به دیگرسخن، می باید بانگاه پست مدرن به پیاده سازی دیدگاه اقتصادی ومدیریتی سازگاربابستر اقتصادی هرکشورنگریست.برای نمونه بایددر اقتصادهای پیشتاز،ازتئوریهای اقتصادی ومدیریتی لیبرال کاپیتالیسم،دراقتصادهای پیرو ازتئوریهای اقتصادی ومدیریتی ورودگردولت مانندمکتب کینزودراقتصادهای دوسویه،همخوان باهربخش،تئوری های اقتصادی ومدیریتی ویژهٔ آن بخش پیاده سازی وبه کار گرفته شود.
بنابراین اگرجزبادیدگاه پست مدرن به پیاده سازی تئوریهای اقتصادی ومدیریتی درهرکشورپرداخته شود،ای بساکه تئوریهای ناسازگاربازمینه های اقتصادی و مدیریتی آن کشورپیاده سازی شده، زمینهٔ ویرانی اقتصاد آن کشوررا فراهم گردد.
دکترمحمدهادی ویسی
دوشنبه ۱۴۰۰/۰۱/۲۳

بنام خدا
تئوری قدرمطلق
بانگاهی به دیدگاه اندیشمندان گیتی، به فراوانی دیده میشود که هرکدام از دیدگاه ویژهٔ خود، بن مایه وآفریدگار هستی را،بازشناسانده اند.برخی مانندوحدت وجودیها،هستی راتبلورذات آفریدگار دانسته به گونه ای که ما اجزائی هستیم که دریک کل قرارگرفته ایم.امااگراینگونه باشدپس چراماکه از آن توانای بی همتا هستیم، توانمندی‌های اورا نداشته،محدوددرپرتال زمان وجایگاه می باشیم؟
برخی دیگرهمانندفیلسوف بزرگ ملاصدرا، حرکت درجوهررا ابراز داشته و هستی راپیامدحرکت در ذات وجوهرآفریدگارمیدانند.امادراین موردنیزاین پرسش برمی آید که چون ذات باریتعالی از منفی وبدینگی به دوربوده ودرعین مثبت وخوبینگی محض بودن  محدودبه هیچ صفتی نمی باشد، پس درصورت حرکت درجوهر،می بایست هستی نیزازمحدودیت وبدینگی به دورمی بودحال آنکه میبینیم،اینگونه نیست.
بنابراین اندیشگربدین پیامدرسیده که ذات یکتا، قدرمطلق یک بوده که نخست وجودوچگونگی هستی رااندیشیده،آنگاه ماهیت وجودآنرامتصور شده وسپس وجوآنرابه تبلورنشانده است.بنابراین آفریدگار در آفرینش هستی،سه گام تفکر،تصور و تبلور رابه انجام رسانده و مثبت یک ومنفی یک را آفریده است.سپس مثبت ومنفی یک بایکدیگربه ترازی(تعادل)رسیده،صفرکوانتومی راپدیدآورده اند.آنگاه صفرهای کوانتومی دیگری راپدیدآورده و سپس این صفرهای کوانتومی باشکسته وآمیخته شدن، دیگراعدادیادیگراجزائ هستی راپدیدآورده اند.بنابراین ازدیدنگارنده،هیچ حرکتی درجوهر یا تجزیه ای دروحدت انجام نگرفته،آفرینش با تفکر، تصوروتبلورقدرمطلق یک وازعدم محض پدیدار گشته است.
دکترمحمدهادی ویسی 
جمعه۱۴۰۰/۲/۱۷روزقدس

بنام خدا
راهکارهای بایسته برای مدیریت اقتصادکشور
همانگونه که می دانیم، بدمدیریتی و تحریم‌های برون مرزی، ساختاراقتصادی کشور را با چالش روبرو کرده که پژوهشگر،راهکارهای زیررابرای برون رفت از این دشواری پیشنهاد می نماید.
۱- کنارگذاری دیدگاه لیبرال کاپیتالیسم و جایگزینی سامانهٔ مدیریت ژاپنی یا تئوریZ، زیرا دراین مدیریت، آ.ارتقائ جایگاه سازمانی براساس ارشدیت وسابقهٔ کارانجام گرفته که از بروزرفتار های دشمنانه وتخریبگری دربین کارکنان جلوگیری مینماید.ب-استخدام رسمی کارکنان که احساس امنیت کاری رادرپی دارد. پ- استخدام فرزندان کارکنان:این رونددغدغهٔ آیندهٔ فرزندان راازذهن آنان پاک میکند.ت-پدیدآوری فرهنگ  پشتیبانی هم آوای سازمان و‌کارکنان،این روند تعهدسازمانی و تعهدسازمان دربرابر کارکنان رارقم می زند.
این آخشیجها،بهروری سازمان و شکوفایی فردی و سازمانی رادرپی داردکه پیشرانهٔ اقتصادی یک کشوربه حساب می آید.اما نگرش لیبرالی که در پی،آ.کشسانی سازمانی که کوچک نمودن سازمان وکاهش نیروی کار رادرپی دارد،ب.چابکی سازمان که با کاهش جایگاه است.پ،استخدام موقت که امنیت کاری راازبین میبرد،ت.کاهش منابع انسانی که افزایش بیکاری رارقم میزند، سبب:
۱-افت روحیه،۲-افت انگیزهٔ کاری،۳-کاهش خرسندیی کاری،۴-کاهش تعهدسازمانی نیروی کار،۵-افزایش اهمیت امنیت کاری،۶-افزایش بدبینی درموردوجودفرصتهای کاری درسازمان خواهد شد که خودافت بهره وری رادرپی دارد.
۲-درپیش گرفتن سامانهٔ قفل ارزی و سیاست  پولی انقباضی به جای سامانهٔ ارزشناور و درهای باز.ازآنجاکه کشورمازیربارزورگویی امپریالیسم نرفته،برابر آزورزی امپریالیسم تروریست،ایستاده بنابراین ازتنشهای سیاسی وتحریمهابی بهره نبوده واین بزرگ بایسته مینمایدکه با پدیدآوری بستری آرام برای کنشگران اقتصاد،زمینهٔ آسودگی خیال آنها را فراهم آوریم.
۳- روشن و ابراز نمودن نرخ زیان صفر برای سازمان بورس کشور، تا سرمایه گذاران با خیال آسوده از نبود زیان در ورود به این بازار، سرمایه های خودرا از بانکها، به سوی بورس کشانده و زمینهٔ رونق تولید و فرآوری را فراهم آورند.
۴- برای سرانجام دهی به چرخهٔ فرآوری های (تولیدنظامی)رزمی،صنعت گردشگری  رزمی را نگارگری نموده وبا ویژه نمودن جایگاه هایی در هراستان برای نمایش جنگ زنده به تماشاگران درون و برون کشوری(توریستها)، جنگ افزارهای کهنه وبیرون از رده ویا جنگ افزارهایی که دیگر رونمایی ازآنهاچالش امنیتی رادرپی ندارد، زمینهٔ درآمدزایی ازسازه های رزمی را فراهم آورند.
۵- با کارسازی روند توانمندسازی کارکنان بر اساس مدل باون ولاولر،باپخش فراگیردانش، اطلاعات،قدرت وپاداش(شایسته محوری) در سازمان ونیزبابهره مندی ازمدل توماس و ولتهوس،باگسترش بن یاخته های معناداری کار، شایستگی،مؤثربودن درسازمان ودرنتیجه برخور داری ازکفایت نقش خودتعیینی وحق تعیین سرنوشت،سرچشمهٔ بروز فساداداری وسازمانی را بخشکانیم.
۶-باشناسایی سنجه های دانش پایه برای جایگاه های سازمانی همانندشخصیت،دانش،سابقهٔ کار، ریسک پذیری ومهارت درانجام کار،ازبروزفرهنگ چاپلوسی وتخریبگری درسازمان جلوگیری کرده زمینهٔ بروزفرهنگ شایسته سالاری رافراهم آوریم.
۷-باانجام پروژهٔ ملی کارسنجی وزمان سنجی از سوی دولت برای همهٔ کارگاه‌هاوکارخانه هاو بنگاه‌های اقتصادی کشوربراساس روش علمی، نیروی کارموردنیازهربنگاه وساعات کاری آنرا روشن وباقانونگذاری ازکارزایی پشتیبانی واز استثمارنیروی کارجلوگیری نموده،بنگاه‌های قانون شکن رابه جریمه های سخت وزندان محکوم نمایند.
۸-بادرپیش گرفتن سیاست توسعه از روش فشار همه جانبهٔ روزن اشتاین،برای توسعهٔ  همه سویهٔ اقتصادی و توجه بیشتربه صنایع ریخته گری برای ساخت قالبهاوآلیاژهای موردنیازدرساخت قطعات،بابکارگیری مهندسان متالوژی شاخهٔ جامدهاو سیالات،زمینهٔ خودکفایی رادر صنعت فراهم آورند.
۹-دولت به جای پرداختن به وام‌های خود اشتغالی،این بودجه راسرمایه گذاری و پس از بهره برداری به فروش سهام آنهادربازاربورس پرداخته تابودجه برای سرمایه گذاریهای دیگر، دوباره به خزانه برگشته ونیز ازگسترش اقتصاد دولتی جلوگیری شود.
۱۰-دولت در روستاها وبرای هر چند روستا،به برپایی پروژه های کشت و صنعت انجام کار نموده تا فرآورده های روستاییان واردچرخهٔ صنعت شده وافزایش ارزش افزوده رابه همراه داشته باشد.آنگاه سهام این پروژه هارا به خود روستاییان فروخته تاهم آنهادرمنافع پروژه خود راسهیم دانسته ودربالندگی آن کوشاباشندوهم اینکه سرمایه های هزینه شده،بافروش سهام پروژه دوباره به خزانهٔ کشوربازگشته تادرزمینه های دیگرسرمایه گذاری شود.
۱۱- دانشگاههارا واداشته تاازشهریه مدار بودن بیرون آمده،به سوی مدارفرآوری دانش گراییده  وباواداشتن دانشجویان به نوشتن مقاله برای هر درس،پس از بازنگری و آمیختن این مقاله ها،مقاله یاکتاب یافیلم فراهم وبه فروش این فرآورده های برآمده ازدانش و حتی صادرات آنها بپردازند.

۱۲- با توجه به  ایده پردازی و پرداخت حق تألیف به نویسندگان،بروزهرچه بیشتر ایده ها وکتابهای  نوین را رقم زنند.
۱۳- ساختارانتخابات را باروش حزبی ، نگارگری نموده و رأی برابرکه ستمی آشکاربه جامعه است را کنارگذاشته و برای رأی افراد براساس گسترهٔ تحصیلات و نوع تخصص آنها ضریب قراردهند. زیرا به گفتهٔ قرآن: آیا آنانکه میدانند با آنانکه نمی دانند، برابرند؟؟؟!!! 
وبه گفتهٔ نیچه: عدالت این است که انسانها برابر نیستند.
۱۴-دولت دربکارگیری ایده های نوین تلاش نموده، با انجام شدنی نمودن آنها، زمینهٔ پیشرفت کشور را فراهم آورد.برای نمونه میتواند از طرح دختر خانم ۱۲ ساله بنام آمیتیس ویسی در ساخت و بکارگیری توربینها شنی و خاکی برای فرآوری برق و فروش و صادرات آن، بهره برداری نماید. دراین روش، میتوان در دشت کویر و‌دشت لوت که شن و خاک فراوان وجوددارد، نیروگاه‌های شنی و خاکی برپانموده و با تسمه نقاله، شن وخاک رابه بالای برج نیروگاه برده،با سرازیرنمودن آن برروی توربین،چرخش آنرارقم زده،انرژی جنبشی توربین رابه ژنراتور ترابرد نموده تا این انرژی را به انرژی الکتریکی دگرگون نمایدوفرآوری کهربا یا برق رقم زده شود.
۱۵- نگاه ژرف به گسترش کارهای کاربر به جای کارهای سرمایه بر و خیزبرداشتن به سوی صنایع پیشتاز که کاربر می باشند، برای گسترش توان کارزایی کشور و جلوگیری از گسترش بیکاری.
۱۶- دگرگونی پایهٔ سوختی خانوارهای کشور از گازبه کهربا(برق) برای جلوگیری از هدررفت گاز درمسیرترابردآن.اکنون هدررفت گازدرسر ریگلاتور های کارگزاری شده درکشور،برابر مصرف گاز قارهٔ اروپااست.همچنین نوسازی دستگاه های فرآوری کهربادرنیروگاههای حرارتی برای افزایش بهره وری فرآوری کهربا ازسوخت گازی به بیش از۳۷٪، اکنون بهره وری تولید برق در نیروگاه‌های حرارتی باسوخت گازطبیعی، تنها۳۷٪ می باشد که نشانگر ۶۳٪هدررفت گازازاین راه بوده که فاجعه باراست.
اینهابرخی راهکارهای بایسته برای کنارزدن چالش های اقتصادی وسیاسی پیش روی کشور است که بالندگی آنرادرپی خواهد داشت.امیدکه دست اندر کاران میهن پرست بابررسی و بکارگیری این پیشنهادها، زمینهٔ کنارزدن برخی چالشهای کشور را فراهم آورند.
دکتر محمدهادی ویسی
۲۰۲۰/۰۲/۰۶
ساعت۱۰/۱۴

بنام خدا
تئوری پیمودن کیهان
بنده در این تئوری دوراهکار را برای پیمودن کیهان  پیشنهاد می نمایم.
راهکار نخست با نگاه به تئوری نسبیت خاص پروفسور انیشتین می باشد که می گوید:اگر جرمی به سرعت نور نزدیک شود،جرم آن به بینهایت گرایش می یابد.بنابراین از آنجاکه برای جنبش جرمی به بزرگی بینهایت، بینهایت انرژی نیاز می باشد، نمیتوان خود جرم را برای پیمودن کیهان به جنبش درآورد و از آنجاکه بخش نمودن عدد بر بینهایت پاسخ صفر را در پی خواهد داشت، بنابراین باید جرم برای پیمودن کیهان،در نقطهٔ صفر خود باقی بماند تا بتواند به تندی خود را به دورترین جاهای کیهان برساند.درپی این روند بنده محمدهادی ویسی،بدین پیامددست یافتم که تنها راه دستیابی بدین بزرگ،ساختن دستگاهی است که موتور آن مانند موتور جت به جای مکیدن هوا، با توان و تندی هرچه بیشتر فضا زمان را زیر مکش خود قرار داده و ازپشت سرخودآنرا پس دهد.بدین روش،جاهایی ازکیهان راکه خواهان رفتن بدانجا هستیم نزد خود کشیده وبه آن دست می یابیم.دراین روش چون فضا زمان خود بینهایت است، بنابراین توانایی فراهم آوری بینهایت انرژی برای این جابجایی را دارا خواهد بود.
دیدگاه دوم برگرفته از تئوری نبود واقعیت عینی درهنگام برهم‌نهی یاسوپرپوزیشن«یوجین ویگنر» وآزمایشهای «ماسیمیلیانو پریوتی»ونیز دیدگاه کوانتومی«فضازمان مدولار»است که درنخستین دیدگاه،هستی واقعیت عینی ردشده ودر دومی، هستی فضا زمان هرجرم رابه چگونگی کنشگری آن جرم وابسته میداند.بنابراین وبانگرش به اینکه واقعیت عینی وجود بیرونی ندارد،میتوان پی برد که گیتی یک واقعیت مجازی بوده،میتوان همانند صفحهٔ وب با نگارش نشانی و مختصات آن بر اساس برآورد مجذور دامنهٔ تابع موج که مکس بورن آنرا ابراز داشت،بی درنگ به صفحهٔ خواسته شده ترابردیابیم.بنابراین میتوان برای پیمودن کیهان، با ساختن دستگاهی که در آن وارد نمودن مختصات ونشانی هر جای خواسته شده درکیهان شدنی باشد، این بزرگ را به نمود رساند.راست کار این است که در این روش دستگاه یادشده،همانند موتورهای جستجوگر اینترنت کار نموده و جای خواسته شده درگیتی رادردسترس ماقرار میدهد.
دکتر محمدهادی ویسی
روز یکشنبه۱۴۰۰/۰۶/۱۴

بنام خدا
فلسفهٔ عاشورا
امروزه وبا پدیداری اندیشه و نگرش‌های نوین پیرامون رویدادعاشورا، برخی از اندیشمندان آنرا تنهایک جنبش دانسته وبرخی دیگر بدان به چشم یک رستاخیز(قیام)می نگرند.
حال مادراین نوشتاردرپی آنیم که چهرهٔ راستین این رویداد را بررسی نماییم.
آنچه که روشن است این رخداد درپی درخواستی نارواازسوی یزید خلیفهٔ آن هنگام دال بر پذیرش زورمدارانهٔ خلافتش ازسوی پیشواحسین بن علی که درودخدابراوباد، روی داده است.بنابراین وبا نگاه به ورود اهرم«زور»وکنارگذاری آخشیج «اختیار»،یزید ناهمسو با آیهٔ«لا اکراه فی الدین» که آزادی اندیشه را نویدمی دهد وآیهٔ «و امرهم شورا بینهم»که بر آزادی بیان وباور و ابراز دیدگاه آزادانه برای گرفتن بهترین تصمیم در ادارهٔ کارها ابرام دارد، به کنشگری وجبهه گیری دربرابر پیشوا پرداخته وزمینه سازخدشه ونوآوری درآیین اسلام گردیده است که با روند و نگرش فرزندان رسول خدا ناهمسویی ژرف دارد.حال دراین هنگامه، بزرگ پیشوای آزادگی حسین بن علی به رد درخواست یزید انجام کار نموده وبدین روش زمینهٔ مفهوم سازی پیامدهای کنش انجام گرفته را فراهم نمود. بنابراین می‌توان گفت که دراین هنگامه پیشوای سوم شیعیان دربرابر درخواست ناروا و زورمدارانهٔ یزیدایستادگی وپایداری نموده که خود بروز «رستاخیز(قیام)تئوریک»از سوی پیشوا را نشانگر است.زیراازدیدگاه«پیرس» پیش ازبروز رفتار پراگماتیک،می بایست مفهوم سازی بایسته برای پی بردن به پیامدهای کنشگری پیشرو انجام گیرد. ازسوی دیگرپس از فراخوان مردم کوفه ازپیشوای سوم شیعیان وبروز بن یاختهٔ«پذیرش»،ایشان با نگاه به داشتن پروانهٔ آیینی مشروعیت براساس آیهٔ تطهیر و بروز بن یاختهٔ مقبولیت بر اساس آیهٔ اولوالامر،می بایست فرمانبردار بر پیشوایی مردم مسلمان بوده ونمی توانست از این موردسرباز زند.
امادرکربلا ودر رخداد روبروشدن با حر، آن بزرگ پیشواباردیگرباگزینهٔ زور برای فرمانبرداری از یزید
روبروگردیدوچون سپاه حر،پیشوا حسین بن علی (که درودخدابراوباد)راوادارنمودکه بین جنگ و سازش یکی رابرگزیند،آن بزرگوارچون اصول آزادی اندیشه وبیان وباورکه از بزرگترین ره آوردهای آیین بزرگ اسلام است رادرخطر و بروز تورش در کیش بهی را به روشنی می دید، دست به کنشگری کارکردی زده وبدین روش«رستاخیز تئوریک»خودکه برای مفهوم سازی پیامدهای  خیزش خودابراز نموده بودرابه «رستاخیز پراگماتیک» دگرگون نمود. 
بنابراین می‌توان گفت که پیشواحسین بن علی (که درودخدابراوباد)دوباردر بروز رستاخیز (قیام) انجام کار نموده که یک بار«رستاخیز یا قیام تئوریک» و دیگربار«رستاخیزیاقیام پراگماتیک» بوده است که به روشنی از زیروبم خیزش تا پایان جنبش ایشان این پدیده نموداراست.
امادرسی که از این فلسفه بایدگرفت این است که درآیین بزرگ اسلام، پذیرش گفتمان وسازش در برابر استکباری که جز به کارگیری «زور» هیچ گزینهٔ دیگری را درپیش نمی گیرد، ناروا بوده و هرگونه گفتمان وسازشی دراین چارچوب، ناهمخوان با کیش بهی اسلام است. بنابراین در دورهٔ کنونی وبا نگرش به این نکته که استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای امپریالیسم تروریست، هیچ راهکاری جز زور را سرمشق کار خود قرار نداده است، همانگونه که بزرگ پیشوا  خامنه ای بدان ابرام داشته، هرگونه گفتمان و سازش با استکبار وخت، ناهمسو وناهمخوان با کیش روشنگر اسلام می باشد.
دکتر محمدهادی ویسی

بنام خدا
تئوری نزدیک بینی اقتصادی
بانگاه به نگرش‌های اقتصادی و بررسی بن یاخته های ویژهٔ آنها میتوان به ریز آخشیجهایی پی برد که برهمکنشی اساسی بر بروز بسیاری از پیامدهای اقتصادی کشورها خواهند داشت.در بازاریابی یک بیماری هست که بیماری نزدیک بینی بازاریابی نام دارد.این بیماری برگرفته از بازه نگذاشتن بین نیاز و خواسته است که کنشها و واکنشهای نابهینه ای را بر روند بازاریابی کارسازی خواهد نمود.حال با نگاه به اقتصادنیز به بروز رویکردی برهمین پایه میتوان پی برد.پژوهشگر براساس بررسی نگرش به نیازها و خواسته های مردم در اقتصاد از سوی اندیشگران، به«تئوری نزدیک بینی اقتصادی» پی برد.دراین نگرش،اندیشمندان اقتصادی براین گمان میروند که نیاز مردم در اقتصاد، نیاز به«پول ویا نقدینگی» است،درحالیکه نیاز ناب مردم دراقتصاد نیازبه«توان خرید»میباشد نه نقدینگی.بنابراین اگر سیاستگذاریهای اقتصادی به جای نگرش نیازمردم به«نقدینگی»،براساس نیاز مردم به«توان خرید» پیاده سازی شود،همهٔ چالشهای نابهینهٔ بارگذاری شده بر اقتصاد کنار زده شده و اقتصاد،راه رفاه ملی را درپیش خواهد گرفت.حال اگر این افزایش یا نگهداشت توان خریدمردم براساس افزایش فرآوری نگارگری گردد، رفاه ملی به توسعهٔ پایدار ملی خواهد انجامید.بنابراین آنچه بزرگ است این است که«تئوری بیماری نزدیک بینی اقتصادی»یک بیماری اقتصادی کاری است که باید اقتصاددانها از بروز آن در اقتصاد، جلوگیری نمایندوبرنیاز مردم به«توان خرید»ابرام داشته باشند.۱۴۰۰/۱۰/۱۶خورشیدی
دکتر محمدهادی ویسی

بنام خدا
فرزند۱۲ سالهٔ بنده بنام آمیتیس ویسی پیشنهاد فرآوری کهربا ازخاک وشن را داد بدینگونه که شن را درمخزنی ریخته وبا یک تسمه نقاله به بالای برج فرآوری برده واز آنجابرتوربینی که برای بهره برداری کارگزاری شده ریخته وآنرابه چرخش وادارد تا انرژی مکانیکی پدیدآمده وسپس این انرژی مکانیکی به یک ژنراتور ترابرد شده تا انرژی مکانیکی توربین رابه انرژی الکتریکی دگرگون نماید وخاک وشن دوباره پس ازگذرازتوربین در مخزن فروریخته،دوباره به چرخهٔ فرآوری بازگردد. این ایده دارای برتری بزرگ کنار زدن نبودوکمبود بارش وآب درتوربینهای آبی ونوزیدن باد در توربین های بادی ویا ابری بودن آسمان درپنلهای خورشیدی است و ایرادهای آنها را ندارد، افزون اینکه دشتهای کویر و لوت هم سرشاراز شن برای برپایی نیروگاه‌های خاک وشنی است.
دکتر محمدهادی ویسی

بنام خدا
#چگونگی آزادسازی همه سویهٔ اقتصاد:
برای آزاد سازی همه سویهٔ اقتصادبایدنکته های زیر،دراقتصادنمودیافته باشند:
۱-برابری عرضه و درخواست در کشور
۲-قرارداشتن مردم درردهٔ سوم به بالای هرم سلسله مراتب نیازهای گریوز
۳-قرارداشتن مردم دربخش۳و۴مثلثاتی مدل رهبری وضعی هرسی وبلانچارد
#توسعهٔ پایداراقتصادی، فرآوری پایه یا مونتاژ پایه؟
برای اینکه یک توسعهٔ اقتصادی پایدار داشته باشیم، می بایست این روند، فرآوری پایه باشد، زیرا اگر توسعهٔ اقتصادی،مونتاژ پایه باشد،پس از سیاست جایگزینی ورود،بادرپیش گرفتن سیاست پولی انقباضی وواردنمودن خط مونتاژونهاده های مونتاژ،تارسیدن به مرزپایانی درخواستهای درون کشوری و پر بودن حساب اندوختهٔ ارزی کشور، ایرادی پدیدنمی آید.اماپس از افزایش گسترهٔ مونتاژدربرابرخواستهٔ بازاردرون کشوری و کاهش اندوختهٔ ارزی کشور،افزودهٔ کالای مونتاژشده بایدبه بیرون ازکشور و بازارهای فرامرزی فرستاده شودزیرابازار درون کشوری گنجایش پذیرش آنرا نداردوازدیگرسو،میبایست کمبودارزکشوربرای وارد نمودن نهاده های فرآوری از راه صادرات جایگزین گردد.حال برای اینکه بتوانیم این کالاهای مونتاژ شدهٔ افزون بر کاربرد درون کشوری را به بازارهای فرامرزی بفرستیم،بایدسیاست جایگزینی ورود را با سیاست توسعهٔ صادرات جایگزین نماییم و سیاست پولی را از انقباضی به انبساطی دگرگون کنیم.حال چون در توسعهٔ مونتاژپایه، زنجیرهٔ فراهم آوری، همگی در درون کشور فراهم نشده است،سیاست توسعهٔ صادرات،افزایش بهای نهاده های فرآوری مانند موادنخستی، قطعات فرآوری و قطعات یدکی که از بیرون ازکشور وارد میشوند را رقم خواهدزدکه خودبه افزایش شاخص بهای کالا هاوخدمات ودرپی آن بهای پایانی کالاهای مونتاژ شده می انجامدکه سرانجام افزایش تورم درکشور راپدیدارمی نمایدکه این خودبه دولتمندتر شدن دارایان ومستمندترشدن تهیدستان ودرپی آن افزایش ضریب جینی یاپخش نادادگرانهٔ ثروت می انجامد.بنابراین بهترین گرایش به توسعهٔ پایدار اقتصادی، گرایش به توسعهٔ اقتصادی فرآوری پایه است نه مونتاژ پایه،که امیدواریم کشور به این سو خیز بردارد.
دکتر محمدهادی ویسی

https://www.khabaronline.ir/news/1591147/%D8%AE%D8%B7-%D9%81%D9%82%D8%B1-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%AF
بنام خدا
جای بسی شگفتیست که وزیرکار در نشست نمایندگان، کارزایی را کار وزارت کار نمی داند و معاون ایشان نیز،خط فقر گرسنگی یا خط فقر خوراک که براساس ۲۱۰۰کالری ارزیابی میشودرا خط فقر نسبی قلمداد می کند.بااین حال،خط فقر خوراک که درسال۹۸برای سال۹۹درموردهر تن برآورد شده بود۱۲۵۴۰۰۰تومان بوده است که اگر تورم ۴۵٪سال ۹۹رابرآوردنماییم به۵۶۴۳۰۰تومان رسیده،باافزودن آن به رقم پیشین،به رقم۱۸۱۸۳۰۰ تومان می رسیم.حال بابررسی تورم۴۳.۴٪سال۱۴۰۰ رقم۷۸۹۱۴۲تومان بدست می آیدکه با افزودن آن  به رقم بالا،خط فقررقم ۲۶۰۷۴۴۲تومان برای هرتن رانشان میدهد.بنابراین اگرهرخانواررا۴تن بدانیم، باضرب رقم۲۶۰۷۴۴۲تومان درعدد۴،رقم۱۰۴۲۹۷۶۸ تومان بدست می آید.بنابراین خط فقرگرسنگی در سال۱۴۰۰،مبلغ ۱۰۴۲۹۷۶۸ تومان برای هرخانوار۴تنه خواهدبودنه۴میلیون تومان.ازدیگرسوتلاش دولت مردان لیبرال نگربرای کاهش دستمزدنیروی کار، پیامدی جز نابودی توان خرید بازار و درپی آن نابودی فرآوری را نخواهد داشت.لیبرال نگرها بدانندکه براساس بررسی‌های دیوید کارد برندهٔ جایزهٔ نوبل اقتصاددرسال۲۰۲۱وآلت بنت کروگر همکاراو،آروین کمینهٔ دستمزد به روش آزمایش طبیعی نشان دادکه افزایش کمینهٔ دستمزد، برهمکنشی آنچنان زیادبرروی کاهش کارزایی نداردزیراکارفرمایان رقم بهای کالاها وخدمات را، دربهترین حال واگر بربازارخودچنبره داشته باشند میتوانندپایین نگه دارند.دربدترین حال نیز،آنان با افزایش بهای کالاهاوخدمات،این افزایش رابه بخش درخواست،ترابردمی نمایند.بنابراین،کارد و کروگر،«فهم عرفی»که افزایش کمینهٔ دستمزدرا زمینه سازکاهش کارزایی میداندردمیکنند.ازدیگر سوپژوهشگرنیزباگسترش دامنهٔ برهمکنش دیدگاه کارد و کروگر،بدین دستاوردرسیده که بنگاههای اقتصادی می‌توانندبا افزایش بهره وری و کاهش هزینه های سربار،ازبالارفتن بهای کالاها وخدمات، جلوگیری نمایند.ازدیگرسو پژوهشگر ابراز داشته که حتا اگر این افزایش کمینهٔ دستمزدبه بالارفتن تورم بیانجامد،بر اساس منحنی فیلیپس،افزایش کار زایی  رادرپی خواهد داشت زیرا این تورم، در راه کاهش ناخرسندی نیروی کار،افزایش بهره وری افزایش بازدهی و سرانجام افزایش عرضه پدید می آیدکه خودافرایش عرضه،روندتورم پدید آمده راباافزایش فرآوری ازراه افزایش۲۰درصدی مهارت براساس منحنی یادگیری وکاهش تباهیدگی فرآورده هاونیز سرشکن شدن هزینه های پایا بین شمارفراوان  فرآوری وپدید آمدن صرفهٔ مقیاس، جایگزین وازافزایش شاخص بهای کالاهاوخدمات جلوگیری مینماید.بنابراین بهتراست که دولتمردان در نگرش به چالشهابا دیدی دانش پایه آنهارا مورد بررسی قراردهندتاازبروز ناهنجاری دراقتصادکشور جلوگیری گردد.
سه شنبه روز۱۴۰۰/۱۰/۲۱خورشیدی
دکتر محمدهادی ویسی

بنام خدا
تئوری پادگرا
درمورد این راهکارکه آنرا«راهکارپادگرا»می نامم به این نکته پرداخته میشودکه درمدیریت بورس کشوربایدباروندی چاواشه(برعکس) به چالشها نگریسته شود.دراینجابه این دیدگاه می پردازیم که باپایین آمدن بهای بازارهای سرمایه گذاری، انگیزهٔ مردم برای سرمایه گذاری در آن زمینه کاهش می یابد.این رویدادازآنجاریشه می گیرد که باکاهش ارزش زمینه های سرمایه گذاری،بن یاختهٔ روانی آفتالیون ورودنموده،باگسترش بیم ازکاهش بیشترارزش جایگاه سرمایه گذاری، گرایش سرمایه گذاران بدین بازارکاهش می یابد که خودزمینه ساز افت شاخص بازارخواهدشد.با نگاه به این روند،دیده می شودباآنکه ارزش دادو ستدسهام بادلارزیر۲۰هزارتومان انجام می گیرداما گرایش به بازاردلارکه با بهای۲۵۰۰۰ویابازار خانه که بادلار۲۶تا۲۷هزارتومان مورددادوستداست بیشتر می باشد.این همه برآمده ازیاختهٔ روانی آفتالیون بوده که باچشم داشت ازرشد بازارهای خانه ودلار و افت بیشتربازارسهام، برون رفت از بازارسرمایه وورودبه بازارهای یادشدهٔ بالارادرپی داشته است. بنابراین درموردورودبه بازارهای گوناگون سرمایه گذاری،مردم باروندی پادگرایانه(خلاف) ازخرید کالاهای موردنیازخود،به کنشگری می پردازند.به دیگرسخن،مردم درخریدنیازمندیهای خود،هنگامی که ارزانترباشندبیشترخریدمی کنند.اماهمین مردم درروندسرمایه گذاری،هرگاه که یاخته های سرمایه گذاری ازارزش وبهای بیشتری برخوردار باشند، در خریدآن آخشیجهابه انجام کارمیپردازند. بنابراین برای دلگرمی مردم وکنشگران اقتصادی در ورودبه بازارهای سرمایه گذاری،بایدکه روندافزایش ارزش آن بازارهارادرپیش گیریم.
در ادامه بایدگفت که چون بازارسرمایه در برهم کنش دولت بابهره برداری از روش کانتیلون برای فروش سهام خودباارزش بالاکه پس از آن افت فزایندهٔ شاخص بازاررادرپی داشت روبروشد، مردم باورخودرابدین بازارازدست دادند که برای بازگشت این باور،دولت بایدراهکارهای زیررابه کار بندد:
۱-عرضه نخستیهاراتاهنگام بازگشت روندافزایشی به بازارسرمایه کناربگذاردوپس از آن نیزبه آرامی در فروش سهام عرضه نخستی ورودنماید.
۲-دولت به جای فروش اوراق بدهی دربازاربورس این اوراق رابه بانکهافروخته وبرای آنهابه اندازهٔ اوراق بدهی خریدنموده،اعتبار مالی ویژه نماید.از دیگرسو،دولت بایداین درآمدراتنهابرای کالاهای اساسی وبایسته،هزینه نمایدتاپدیدآورندهٔ تورم نباشد.
۳-دولت بایدازشاخص وارن بافت بهره برداری و بگذاردکه بازارسرمایه باروندی آرام روبه بالا خیز برداردتابه۱۳۰٪ارزش GDPدرون کشوری برسد.
۴-دولت به جای چشم داشت ازدرآمدبورسی ازراه فروش سهام،به افزایش درآمدمالیاتی وکارمزدکه درآمدهای راستینند،ازراه افزایش دادوستدبامورد پسندنمودن بازاربورس ازراه رشدآرام وپیاپی بازار انجام کار نماید.
۵-نشست نمایندگان نیزمی بایست قانونی بگذارند که سازمان بورس خودگردانی یافته واززیرچنبرهٔ دولت رهایی یابد.امابایدبرآوردن نیازهای دولت و ملت را در راهکارهای خود،درپیش گیرد.
دکترمحمدهادی ویسی
چهارشنبه ۱۴۰۰/۰۱/۱۸

بنام خدا

تئوری چاواشه

درتئوری چاواشه یا تئوری معکوس پژوهشگر بدین پیامد دست یافته که اگر میخواهیم گذشته را ببینیم باید با تندی فراتر از تندی پرتو، جنبش داشته باشیم.بانگاه به تلسکوپ جیمزوب ما می توانیم گذشتهٔ گیتی را ببینیم زیرا ما در بازه ای جلوتر از نقطهٔ آغاز گیتی قرارگرفته ایم و بازهٔ جایگاهی ما از جایگاه آغازگیتی جلوتر است. بنابراین اگر بخواهیم گذشتهٔ زمین یا کشوری را ببینیم باید با تندی فراتر ازتندی پرتو خیز برداریم تا از پرتوهای پخش شده از تمدن‌های گذشته جلو زده،بتوانیم ایماژ آنها را بنگریم.امااگربخواهیم به آینده برویم باید با تندی صفر خیزبرداریم تا گیتی ازماجلو زده ودرآینده قراربگیردآنگاه ماکه در تندی صفر قرارداریم، میتوانیم آینده را،هم ببینیم و هم در آن زندگی کنیم.

دکتر محمدهادی ویسی
پنجشنبه۱۴۰۰/۱۲/۰۵خورشیدی

فلسفهٔ عاشورا

بنام خدا
فلسفهٔ عاشورا
امروزه وبا پدیداری اندیشه و نگرش‌های نوین پیرامون رویدادعاشورا، برخی از اندیشمندان آنرا تنهایک جنبش دانسته وبرخی دیگر بدان به چشم یک رستاخیز(قیام)می نگرند.
حال مادراین نوشتاردرپی آنیم که چهرهٔ راستین این رویداد را بررسی نماییم.
آنچه که روشن است این رخداد درپی درخواستی نارواازسوی یزید خلیفهٔ آن هنگام دال بر پذیرش زورمدارانهٔ خلافتش ازسوی پیشواحسین بن علی که درودخدابراوباد، روی داده است.بنابراین وبا نگاه به ورود اهرم«زور»وکنارگذاری آخشیج «اختیار»،یزید ناهمسو با آیهٔ«لا اکراه فی الدین» که آزادی اندیشه را نویدمی دهد وآیهٔ «و امرهم شورا بینهم»که بر آزادی بیان وباور و ابراز دیدگاه آزادانه برای گرفتن بهترین تصمیم در ادارهٔ کارها ابرام دارد، به کنشگری وجبهه گیری دربرابر پیشوا پرداخته وزمینه سازخدشه ونوآوری درآیین اسلام گردیده است که با روند و نگرش فرزندان رسول خدا ناهمسویی ژرف دارد.حال دراین هنگامه، بزرگ پیشوای آزادگی حسین بن علی به رد درخواست یزید انجام کار نموده وبدین روش زمینهٔ مفهوم سازی پیامدهای کنش انجام گرفته را فراهم نمود. بنابراین می‌توان گفت که دراین هنگامه پیشوای سوم شیعیان دربرابر درخواست ناروا و زورمدارانهٔ یزیدایستادگی وپایداری نموده که خود بروز «رستاخیز(قیام)تئوریک»از سوی پیشوا را نشانگر است.زیراازدیدگاه«پیرس» پیش ازبروز رفتار پراگماتیک،می بایست مفهوم سازی بایسته برای پی بردن به پیامدهای کنشگری پیشرو انجام گیرد. ازسوی دیگرپس از فراخوان مردم کوفه ازپیشوای سوم شیعیان وبروز بن یاختهٔ«پذیرش»،ایشان با نگاه به داشتن پروانهٔ آیینی مشروعیت براساس آیهٔ تطهیر و بروز بن یاختهٔ مقبولیت بر اساس آیهٔ اولوالامر،می بایست فرمانبردار بر پیشوایی مردم مسلمان بوده ونمی توانست از این موردسرباز زند.
امادرکربلا ودر رخداد روبروشدن با حر، آن بزرگ پیشواباردیگرباگزینهٔ زور برای فرمانبرداری از یزید
روبروگردیدوچون سپاه حر،پیشوا حسین بن علی (که درودخدابراوباد)راوادارنمودکه بین جنگ و سازش یکی رابرگزیند،آن بزرگوارچون اصول آزادی اندیشه وبیان وباورکه از بزرگترین ره آوردهای آیین بزرگ اسلام است رادرخطر و بروز تورش در کیش بهی را به روشنی می دید، دست به کنشگری کارکردی زده وبدین روش«رستاخیز تئوریک»خودکه برای مفهوم سازی پیامدهای  خیزش خودابراز نموده بودرابه «رستاخیز پراگماتیک» دگرگون نمود. 
بنابراین می‌توان گفت که پیشواحسین بن علی (که درودخدابراوباد)دوباردر بروز رستاخیز (قیام) انجام کار نموده که یک بار«رستاخیز یا قیام تئوریک» و دیگربار«رستاخیزیاقیام پراگماتیک» بوده است که به روشنی از زیروبم خیزش تا پایان جنبش ایشان این پدیده نموداراست.
امادرسی که از این فلسفه بایدگرفت این است که درآیین بزرگ اسلام، پذیرش گفتمان وسازش در برابر استکباری که جز به کارگیری «زور» هیچ گزینهٔ دیگری را درپیش نمی گیرد، ناروا بوده و هرگونه گفتمان وسازشی دراین چارچوب، ناهمخوان با کیش بهی اسلام است. بنابراین در دورهٔ کنونی وبا نگرش به این نکته که استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای امپریالیسم تروریست، هیچ راهکاری جز زور را سرمشق کار خود قرار نداده است، همانگونه که بزرگ پیشوا  خامنه ای بدان ابرام داشته، هرگونه گفتمان و سازش با استکبار وخت، ناهمسو وناهمخوان با کیش روشنگر اسلام می باشد.
دکتر محمدهادی ویسی

مدیریت برخوردباچالش

بنام خدا
مدیریت برخوردباچالش
۱- نگهداشت آرامش و خونسردی خود
۲- پرهیز از ابراز دیدگاه تا بررسی فراگیر
۳- بررسی و شناسایی ریزبینانهٔ هنگامه و جایگاه بروز چالش
۴- ابراز پنداره هایی پیرامون چگونگی بروز چالش
۵- بازخوانی وپژوهش دانش‌ بنیان پیرامون چالش و چگونگی بروزآن
۶- بررسی و واکاوی چالش برپایهٔ سناریوهای (پنداره های) ابرازی
۷- روشن نمودن درصد بروز هر پنداره یاسناریو بر اساس بررسیها و پژوهشهای دانش بنیان
۸- برگزیدن برترین پنداره برای بررسی چگونگی بروز چالش
۹- بررسی جایگیری و دیدگاه هماوردان برای به دست آوردن فاکتورهای بیشتر
۱۰- واکاوی و بررسی ریزبینانهٔ پندارهٔ برتر و شناسایی همهٔ بن یاخته های چگونگی بروز چالش
۱۱- پیامد یابی پایانی 
۱۲- ابراز دیدگاه پایانی دربارهٔ چگونگی بروزچالش
۱۳- شناسایی تهدیدهای ریشه گرفته از چالش
۱۴- شناسایی وابراز راهکارهای چگونگی دگرگونی  تهدیدهای برآمده از چالش به فرصتهای بهینه 
۱۵- بهره برداری از فرصتهای برآمده از راهکارهای پیشنهادی.
دکتر محمدهادی ویسی

تئوری تعریف انسان

بنام خدا
تئوری تعریف انسان
درجهان امروز دیدگاههای گوناگونی ابراز میگردد که یکی از برجسته ترین آنهادیدگاههای ابرازی در مورد انسان است.این دیدگاه بن مایهٔ نگرش‌های دیگری خواهدشدکه پیرامون انسان، جوامع انسانی و سازمانها بروز کرده و فراز و فرودهایی را درپی خواهدداشت.
ارسطو انسان را حیوانی سخنگومیدانست.
فروید انسان را حیوانی غیرقابل اعتماد و ذاتٱ شر می داندکه همهٔ نگونبختی های هستی، برآمده از این شر سرشتی انسان است.
ویلهلم ریچ انسان را حیوانی قابل اعتماد می داند که میتوان به او باورداشت.
ژان فرانسوا دورتیه، انسان را حیوانی شگفت انگیز می پندارد.
اگرخوب به این دیدگاهها نگریسته شود، همگی انسان را یک حیوان می پندارند که دارای ویژگی هایی وابسته به خوداست و این فروکاستن جایگاه انسان تا اندازهٔ دیگرحیوانات، چالشهایی را برمی انگیزد که نگاه ابزاری به انسان را گسترش خواهدداد.زیراانسان دردوره هایی از حیوانات به جای ابزار موردنیازبرای ترابرد کالاها و حتا خودش بهره برداری می نمود.بنابراین میتوان گفت که دیدگاه برده داری، بروکراسی وبر و مدیریت علمی تیلور که نگاهی ابزاری به انسان داشتند همگی برگرفته از این نگرش حیوان نگر به انسان بوده اند.
امااز دیدگاه این پژوهشگر،انسان نه تنها حیوان نبوده و نیست، بلکه انسان پدیده ای زنده، اندیشگر، خردورز و فرهمند است که همهٔ تلاش ما باید درراستای دستیابی انسان به فره و کمال مورد درخواست او باشدکه درزیربه ریز بن یاخته های این تعریف خواهیم پرداخت.
۱-انسان پدیده ای زنده است زیرا خودمیتواند به نیازمندیهای خودرسیدگی نموده وآنها را برآورده نماید.
۲- انسان پدیده ای اندیشگر است زیرا در برخورد باهرپدیدهٔ ناشناخته ای،درموردآن پنداره های خودرا بررسی کرده، پدیده رامورد واکاوی قرار داده ،چرایی، چگونگی و توانایی های آنرا مورد شناسایی قرار میدهد.برای نمونه اگر رایانه را بررسی کنیم، میبینیم که با یاری هوش مصنوعی خودمیتواند جمع بین ۳ با۳ را تشخیص به ۶ دهد اما نمی‌توانددربارهٔ آن تفکرنموده وچرایی پدید آمدن چنین رویدادی را بررسی و روشن نماید زیرا برانگیخته نشده ونیزنمیتوانددربارهٔ آن به پرسش گری بپردازد.
۳- انسان پدیده ای خردورزاست، زیرا پس از اندیشیدن درمورد پدیدهٔ ناشناخته،ازراه تحلیل ذهنی خودپیوندی منطقی بین اندامهای پدید آورندهٔ آن پدیده می یابد.
برای نمونه، هنگامی که سوخت را درون خودرو می ریزد و آنرا روشن می کند، با نیروی خردخود درمی یابدکه بین واریز سوخت درخودرو و به جنبش درآمدن چرخهای آن،پیوندی منطقی وجود دارد که خودرو راروبه جلو پیش می برد.
۴- انسان پدیده ای فرهمند است زیرا همواره در پی دستیابی به پیشرفت و کمال یا فره است. اگر چنین نبود، انسان هم مانند حیوانات بایدبه همان گونه ای که درچندهزارسال پیش میزیسته، به ادامهٔ زندگی خودمی پرداخت ولی امروزه می بینیم که روش زندگی انسان نسبت به یکی دو صدهٔ پیش هم دگرگونی بسیاریافته تاچه رسدبه چندهزارسال پیش.بنابراین بایدگفت که انسان افزون بر زنده بودن،اندیشگری وخردورزی، پدیده ای فرهمند یا فره خواه یا کمالگرانیزمی باشد و همواره برای دستیابی به فرهمندی بیشتر یا درجهٔ کمالی بالاتر درتلاش وتکاپوست.لذادیگرنمیتوان بانگرشی سطح پایین به منابع انسانی، اورا در شمار برده و ابزار به حساب آورد وبایدکوشیدتا منابع انسانی در هرسازمان،جامعه یاکشوری، به آن فرهمندی باشکوه مورد درخواستش دست یابد.درنتیجه ودرپایان باید گفت که هدف سازمان ها نباید همانند لیبرال‌های پیرومکتب شیکاگو، اصالت دادن به«مفهوم سود» باشد،زیرا این مفهوم آفریدهٔ ذهن انسان است و در فرع قرارمی گیرد،بنابراین بایداصالت را به انسان وکرامت انسانی که اصل مطلب است دادتا جهان ما رنگ و بوی خوشایندی وکمال گرایی را به خود ببیند.
درپایان به یاد داشته باشیم که انسان باید بدین گونه شناسانده یاتعریف شود:
«انسان پدیده ای زنده،اندیشگر،خردورز و فرهمند» است.
۱۳۹۹/۰۱/۲۱
دکترمحمدهادی ویسی

تئوری ایربگ

بنام خدا
تئوری ایربگ
روزی که از محل کار به سوی خانه بازمی گشتم، چتربازی رادیدم که در بین راه روانسر کرمانشاه، فروافتاده بود که برای کمک به او،بی درنگ به  اورژانس زنگ زدم. پس از آن در این اندیشه فرو رفته که برای نجات این چتربازان چه کاری می شود انجام داد که پیامد اندیشگری بنده، ویژه نمودن ایربگ درصندلی چتربودتاهنگامیکه چترباز بنابه هردلیلی، نتواندچتردرحال پروازخودراکنترل نماید، بازدن دکمهٔ ایربگ، چتر سقوط کرده برروی ایربگ بازشده درسطح زمین قرارگرفته واز آسیب رسیدن به خلبان چتر،جلوگیری گردد.
حال همین تئوری رامیتوان برای سازمانها به کار برد. به هر رو همهٔ سازمانهاپس از گذران چرخهٔ زندگی خود،به دوران پیری می رسندوای بسا که به مرگ سازمانی دچارگردند. برای جلوگیری از مرگ سازمانی، پیشنهاد بنده، بهره گیری ازتئوری ایربگ است. براساس این تئوری که برای نخستین بار مطرح می شود، ازدید این پژوهشگر، هر سازمان می بایست درکنار کار اصلی خود، یک کار وپیشهٔ حاشیه ای دراندازهٔ کوچک را راه اندازی و پیگیری نماید تادرهنگامیکه کاراصلی سازمان با بحران همراه وبه مرگ گرایید، سازمان پایه های کاروپیشهٔ خودرا برروی پیشهٔ حاشیه ای ترابرد نموده و از مرگ و نابودی همیشگی خود، جلوگیری نماید. روزجشن تیرگان۱۳۹۹/۴/۱۳
دکترمحمدهادی ویسی

تئوری پرتوx

بنام خدا
تئوری پرتوX
امروزه دیدگاهی درموردرادارهای کوانتمی ابراز شده که براساس تابش فتون‌های درهم تنیده به شناسایی و پیدا نمودن پرنده های رادارگریزمی پردازند.اماآنچه که بنده بدان می پردازم پیشنهاد به دانشمندان برای ساخت رادارهایی باساختار تابش پرتوX می باشد زیرا این پرتو،تنها پرتویی است که از میدان جاذبهٔ بسیارنیرومندسیاه چاله های فضایی گذشته و دیدن آنها رابرای آدمی فراهم می آورد.بنابراین با نگاه به این توانمندی اشعهٔX میتوان گفت که اگر راداری براین پایه ساخته شود،دیگرهیچ پرندهٔ رادارگریزی توان فرار ازدام شناسایی این راداررانخواهدداشت.
همچنین میتوان از تئوری اشعهٔX در بازاریابی نیز بهره برداری نمود.دراین تئوری بایدسامانه ای در سازمانها،نگارگری شود که بتواندبابررسی یاخته های ویژهٔ شناسایی اسبهای تروا و سازمانهای با استراتژی یورشی، یورش برندگان به بازار را شناسایی نموده، و هنگامهٔ مورد نیاز برای نگارش راهبردهای پدافندی را دردسترس مدیران سازمان قراردهد.برای نگارگری سیستم پرتوX،سازمان باید برنامه ای براساس هوش مصنوعی فراهم آورده و باپژوهشهای میدانی به شناسایی بن یاخته های نشانگریورشگران به بازار پرداخته وسپس این بن یاخته های وابسته به هماوردان رادربرنامهٔ سامانهٔ هوشمند سازمان واردوضریب برهمکنش آنهارا نیز واردنماید و روندی رادرپیش گیرد که هرروز این ضریبهابه روزشوندتادرجهٔ یورش آورندگی هماورد ان به بازارراشناسایی و راهکارهای بایسته رابرای رویارویی باآنهابه مدیران پیشنهاد نماید.
دکترمحمدهادی ویسی 
۹۹/۱۱/۸خورشیدی

فرآوری کهربا از خاک چشم و دوربینهای خاکی یا شنی

بنام خدا

فرزند۱۲ سالهٔ بنده بنام آمیتیس ویسی پیشنهاد فرآوری کهربا ازخاک وشن را داد بدینگونه که شن را درمخزنی ریخته وبا یک تسمه نقاله به بالای برج فرآوری برده واز آنجابرتوربینی که برای بهره برداری کارگزاری شده ریخته وآنرابه چرخش وادارد تا انرژی مکانیکی پدیدآمده وسپس این انرژی مکانیکی به یک ژنراتور ترابرد شده تا انرژی مکانیکی توربین رابه انرژی الکتریکی دگرگون نماید وخاک وشن دوباره پس ازگذرازتوربین در مخزن فروریخته،دوباره به چرخهٔ فرآوری بازگردد. این ایده دارای برتری بزرگ کنار زدن نبودوکمبود بارش وآب درتوربینهای آبی ونوزیدن باد در توربین های بادی ویا ابری بودن آسمان درپنلهای خورشیدی است و ایرادهای آنها را ندارد، افزون اینکه دشتهای کویر و لوت هم سرشاراز شن برای برپایی نیروگاه‌های خاک وشنی است.
دکتر محمدهادی ویسی

تئوری دگردیسی

بنام خدا
تئوری دگردیسی 
برای اینکه بتوان ازکاروان پیشرفت گیتی جلو افتاد باید نگرشی دگردیسانه به مدیریت،فرآوری، فرد، سازمان و جامعه داشت. پی گیری فرآوری با روندکنونی،کشوررا همواره یک گام ازدیگرکشورها واپس نگه میدارد.برای اینکه بتوان دگردیسی فرا گیر راپدیدآورد بایداز روشهای زیر بهره برداری نمود:
۱-داشتن نگرشی نوین به روندها،رویه هاو گیتی
۲-توانمندسازی نیروی تخیل افرادازراه آموزش
۳-روندآموزش وپرورش و آموزش برتر را باید از روند آموزش نگر، به روندی پژوهش نگر، دگرگون نمود.
۴-می بایست که دانش آموزان و دانشجویان برای هر درس خود، یک پروژهٔ پژوهشی داشته وپس از  به انجام رساندن آن،مدارس ودانشگاهها،آنها را به نمای کتاب،مقاله،مجله و یا فیلم درآورده و عرضه نمایند وحتا میشودآنها را ترجمه و صادر کرد.
۵-می بایست تا پایان دورهٔ کارشناسی ارشد از جدا سازی تخصص ها جلوگیری نموده و همهٔ دانش‌های کنونی رابه دانش آموزان و دانشجویان آموخت و تخصص گرایی وجداسازی رشته ها را ازدورهٔ دکترا و فرا دکترا آغاز نماییم.
۶-بایددانش آموزان تاگرفتن دیپلم،همهٔ آموزشهای موردنیازبرای مهارتهای زندگی مانند:پخت وپز، رانندگی خودرو،موتورسیکلت،قایق،کشتی، غواصی وحتاخلبانی چتر،هلیکوپتر و هواپیما را بیاموزندودرچندرشتهٔ ورزشی کنشگری نمایندبه گونه ای که دیپلم آنها نشان‌دهنده دستیابی به مهارت درموردکارهای بالاباشدودیگرنیاز به گرفتن گواهینامه رانندگی در خودرو و... نباشد.
۷- باید تاپایان دیپلم، دانش آموزان در چند رشتهٔ کاری کنشگری نموده،به یادگیری پیشه بپردازند به گونه ای که مدرک دیپلم آنها، نشاندهندهٔ دستیابی به مهارتهای کاری که درآن یادشده،باشد.
۸-بایدآموزش زبانهای پیشرو گیتی که در دانش و فناوری سرآمدهستند،مانند:انگلیسی،روسی،ژاپنی، آلمانی وچینی ونیززبان عربی برای آشنایی ژرف با بن مایه های دینی، از همان آغاز دبستان در زمینه های خواندن، نوشتن و گفتگو،در برنامهٔ درسی دانش آموزان قرارگیردتادرپایان دیپلم بتوانند به آسانی بااین زبانها خوانده،نوشته و سخن بگویند.  
دکتر محمدهادی ویسی
سه شنبه۱۴۰۰/۱/۳

ایدهٔ خردورز

بنام خدا
ایدهٔ خردورز
این نوشته می کوشدتاچگونگی روندکنشگری جامعهٔ ایران درمدارصفردرجه رابررسی نماید. همانگونه که همگی آگاهیم،ازدوران مشروطه تا کنون تلاش شده تافرمانروایی ملت جایگزین فرمانروایی قدرت گردد.آنچه که روشن می نماید این است که،فرمانروایی ملت بامیانجیگری قانون شدنی است،امادرفرمانروایی قدرت این ارادهٔ فرد است که فرمانروایی را رقم زده،دیدگاه فردبنام قانون به کنشگری درپهنهٔ جامعه می پردازد. اماچرا درایران ازدوران مشروطه تاکنون، بااینکه خواست مردم برفرمانروایی ملت ازراه قانون برای کنارزدن چالشهای پیش روی کشورومردم بوده،این خواست نتوانسته به بارنشسته وچالش ها راپشت سرگذارد؟درپاسخ به این پرسش خوب است به دیدگاه میرزاخانی ومجاهدبپردازیم. آنهابراین باورندکه هر ایدهٔ ابرازی برای کنارنهادن چالشهای پیش روی کشو وملت بایدبامدرنیته، ایدئولوژی و ناسیونالیسم همخوان باشد.چه اگر جزاین باشد،دیدگاه ابرازی توان جایگزینی قدرت قانون باقانون قدرت رانخواهدداشت.بنابراین ایرادکارمشروطه خواهان دراین بودکه خواهان فرمانرواکردن قانون،همراه بانگرش سکولار بودند که این خود پادگرایی(ضدیت)این دیدگاه باایدئو لوژی رارقم می زد.پیامدچنین نگرشی، پشتیبانی نکردن نهادهای مردمی ازسیستم مشروطه بودکه این کاستی،دوباره به فرمانروایی ارادهٔ فردی تبار پهلوی به جای قانون انجامید.ازسوی دیگرخاندان پهلوی نیزکه همان رویهٔ سکولاررادرپیش گرفتند، باآنکه تلاش نمودندبا پشتیبانی ازگروه هاواحزاب ناسیونالیستی چون حزب ایران باستان وحزب پان ایرانیسم، دیدگاه خودرادرراستای زنده نمودن تمدن ایران باستان نشان دهند،اماهمان دیدگاه سکولار ابرازی ازسوی آنها، پادگرایی مردم رارقم زده وسرانجام به سرنگونی این خاندان انجامید. ازدیدگاه گوستاولبون جامعه شناس،مردم خواهان دریافت ایده هادرچارچوب ایدئو لوژیک هستند تا ازبارمسئولیت خودبکاهند.از سوی دیگر دراصل  نخست دیدگاه پست مدرن که درجلددوم کتاب تئوریهای مدیریت دکتررحمان سرشت بدان  پرداخته شده وابرازمیداردکه «فرد افسانه است» بدین نکته نیزمی پردازدکه:«اندیشه های بشری تأثیرگذارنخواهدبودمگردرچارچوب ایدئولوژیک». بنابراین هرگونه پادگرایی باایدئولوژی به ناچاربه شکست انجامیده،به بارنخواهد نشست.دردوران کنونی نیزمردم باخواستهٔ جمهوری اسلامی برای به بارنشاندن استقلال وآزادی به میدان آمده،برای فرمانرواکردن ملت،راه قانون اسلام رابرگزیده و خواستارآن شدند.اما ملت ایران ایدئولوژی شیعه رااسلام میدانستند و این ایدئولوژی که باتلاشهای علامهٔ مجلسی دردوران صفویه،برای پاسداری از هویت ایرانی دربرابریورشهای ایدئولوژیک عثمانی برجسته گردید،آموزه های مذهبی خودرا برگرفته ازمکتب امام سوم شیعیان یعنی امام  حسین(ع) همسرشهربانودختریزدگردسوم،شاهنشاه ساسانی گرفته است وامام زین العابدین (ع)نوهٔ راستین یزدگردسوم وشاهزادهٔ ایران زمین بوده،به پیروی از آن،دیگرامامان شیعه نیزشهزادهٔ ایران زمین به حساب می آیند.به همین دلیل درآموزه های علامهٔ بزرگوارمجلسی،به امامان و امام زاده های شیعه، شاه وشاهزاده میگفتند.ماننداینکه به امام حسین که دامادشاهنشاه ساسانی بود،شه تشنه لب گفته وبه دیگران نیزهمین القاب رانسبت میدادند.مانند: شاه چراغ،شاه عبدالعظیم،شااحمد شاهزاده محمد و...که این نگرش مذهبی، همگرایی ایدئولوژی و ناسیونالیسم رابه همراه داشت.ازسوی دیگراز آنجا که درمذهب شیعه یکی ازمنابع فقهی اجتهاداست، بنابراین این مذهب پا راازمدرنیته فراترنهاده،وارد پهنهٔ پسامدرن میشود زیراهمواره توانایی همگام نمودن خودباچگونگی پیرامون وزمان رادارد. بنابراین مذهب شیعه باوجودتوانایی دربه روز نگهداشتن خود، توانست باافزودن این توانایی به توان برقراری همبستگی بین ایدئوژی وملی گرایی ایران از هم پاشیده را به کشوروملتی منسجم و هماهنگ دگرگون نماید تا جاییکه توانمندواستوار دربرابرامپراطوری عثمانی ایستادودردوران شاه عباس بزرگ وکریم خان زند دلاور،مزهٔ شکستهایی بزرگ رابه عثمانیهاچشاند.اماپس ازانقلاب ازآنجا که گروه وجریان روحانیون مبارزکه اکنون بانام اصلاح طلب واردمیدان گشته،بانگرشهای خشک مذهبی ماننددوختن روسری باپونز بر پیشانی دختران ازسوی اکبرگنجی وطرح حجاب اجباری، باکارهای فرهنگی، واژه های شاه وشاهزاده رااز پیشوند نام امامان و امام زاده هابرداشته و واژهٔ امام زاده رانشاندندکه این خودجدایی ایدئولوژی از ناسیونالیسم رارقم زد.ازسوی دیگر،ازآنجا که این روند،اندیشگری اجتهادوبه روزرسانی راتنهادر دانش عقلی وکلامی میدید،ازسازگارنمودن دیدگاه های آیینی باتئوریهای علوم تجربی چشم پوشی مینمود.برای نمونه این گروه،ویدئوراممنوع کرده که آقای عبدخدایی باانگشت نشانه رفتن به سوی موردی که درآن دوران آقای سیدمحمدخاتمی وزیر ارشادبوده وآقای تاج زاده نیزدرآن نشست بودند،باپرسش ازچرایی ممنوعیت ویدئوازسوی آقای عبدخدایی،آقای سیدمحمد خاتمی درپاسخ می گویند:بفرماییدموادمخدررا هم آزادکنیم وآقای تاج زاده ابرازنموده،آقاچندروزغرب رفته،متجدد شده اند.همچنین ممنوعیت کاربردعینک دودی درپیست دیزین ازسوی آقای محمودمیرلوحی، ممنوعیت گفتگوی هنرپیشگان زن ومردپیش از همکاری درفیلم برای آشنایی بایکدیگردرچگونگی برقراری ارتباط درفیلم، ممنوعیت بازی هنرپیشه گان پیش ازانقلاب در فیلمهاوجنجالی که برسر فیلم برزخیهاباهنرپیشگی فردین،ایرج قادری، سعیدرادوناصرملک مطیعی به پاشدکه به جبهه گیری دربرابروزیرارشادوخت،آقای عبدالمجید معادیخواه انجامید.لیست ۱۵۰ نفره ای ازبازیگران که برای اخراج به آقای معادیخواه داده شدکه با ورود«حضرت آقا»که درآن هنگام رئیس جمهور بودندازآن جلوگیری گردید.ممنوع التصویر نمودن بهروزوثوقی،فردین وملک مطیعی ازسوی  آقایان سیدمحمدخاتمی،میرحسین موسوی ومحسن مخمل باف،طرح جداسازی جنسیتی در گذرهاو اتوبوسهاوکشیدن چادربین دانشجویان از سوی آقایان روحانی،سیدمحمدخاتمی ومیرحسین موسوی،طرح حذف دگراندیشان بارویکرداعدامها وقتل عامهای بی دروپیکرخلخالی،کشتارسال۶۷ با تصمیم نشست موسوی خوینیها،موسوی اردبیلی موسوی تبریزی،مصطفی پورمحمدی، قاضی نیری ومیرحسین موسوی،پاکسازی دانشگاههاازسوی دکتر سروش ودکتر زیباکلام و... وواپس نگریهای خشک مذهبی که ازسوی آقایان فیض الله عرب سرخی، عباس عبدی،تاج زاده وسیدمحمدخاتمی دروزارت فرهنگ وارشاد اسلامی انجام می گرفت وفاجعهٔ بزرگترکه بافرمان آقای موسوی خوینیها پدرمعنوی اصلاحات انجام گرفت که همان ورودو یورش به سفارت آمریکاازسوی دانشجویانی چون سیدمحمدرضاخاتمی،سعیدحجاریان، معصومه (نیلوفر)ابتکار،عباس عبدی،حبیب الله بیطرف، محسن میرداماد،محموداحمدی نژادوکمال تبریزی 
بود،همگی نمایش پادگرایی بی چون وچرای ایدئو لوژی مطرح شده ازسوی جریان اصلاح طلب با مدرنیته بود،درحالیکه مذهب شیعه باداشتن ویژگی اجتهاد،پاراازمدرنیته فراترنهاده ودرپهنهٔ دیدگاه پست مدرن قرارمی گیردزیرا این مذهب میتواندبه صورت اقتضایی به کنشگری پرداخته و نگرش مدیریت اقتضائی بربینش ونگرش دینی جامعه رارقم بزند.بنابراین پس ازانقلاب بانگرش خشک یک سویه گرای جریان روحانیون مبارز یا اصلاح طلبان کنونی،همبستگی۳یاختهٔ ملی گرایی، ایدئولوژی و مدرنیته ازهم گسیخت که همین کار زمینه سازکارا نبودن راهکارهای تکنیکی علوم تجربی برای کنارزدن چالشهای پیش رو را رقم زد.بنابراین می بایست دیدگاه معنانگر«ایدهٔ خردورز» جایگزین دیدگاه سرزمین نگر«ایدهٔ ایران» گردد. زیراچالش های پیش روی ایران وهرسرزمین دیگری باخرد ورزی واندیشه نگری کنارزده خواهد شدوبرای همین است که نگرش فقهی برگرفته ازقرآن بزرگ می فرمایند:
«کل ماحکم به شرع حکم به عقل وکل ما حکم به عقل حکم به شرع».
بنابرآنچه دربالاگفته شدوبر اساس خردواندیشهٔ بهینه نگربایدگفت:
 هنگام آنست که مذهب شیعه بارویکردونگرش علامهٔ بزرگوارمجلسی،به پهنهٔ ایران زمین بازگرشته و«ایدهٔ خردورز»راهکارخودراپیاده سازی نماید.
دکترمحمدهادی ویسی

تئوری پادگرا

بنام خدا
تئوری پادگرا
درمورد این راهکارکه آنرا«راهکارپادگرا»می نامم به این نکته پرداخته میشودکه درمدیریت بورس کشوربایدباروندی چاواشه(برعکس) به چالشها نگریسته شود.دراینجابه این دیدگاه می پردازیم که باپایین آمدن بهای بازارهای سرمایه گذاری، انگیزهٔ مردم برای سرمایه گذاری در آن زمینه کاهش می یابد.این رویدادازآنجاریشه می گیرد که باکاهش ارزش زمینه های سرمایه گذاری،بن یاختهٔ روانی آفتالیون ورودنموده،باگسترش بیم ازکاهش بیشترارزش جایگاه سرمایه گذاری، گرایش سرمایه گذاران بدین بازارکاهش می یابد که خودزمینه ساز افت شاخص بازارخواهدشد.با نگاه به این روند،دیده می شودباآنکه ارزش دادو ستدسهام بادلارزیر۲۰هزارتومان انجام می گیرداما گرایش به بازاردلارکه با بهای۲۵۰۰۰ویابازار خانه که بادلار۲۶تا۲۷هزارتومان مورددادوستداست بیشتر می باشد.این همه برآمده ازیاختهٔ روانی آفتالیون بوده که باچشم داشت ازرشد بازارهای خانه ودلار و افت بیشتربازارسهام، برون رفت از بازارسرمایه وورودبه بازارهای یادشدهٔ بالارادرپی داشته است. بنابراین درموردورودبه بازارهای گوناگون سرمایه گذاری،مردم باروندی پادگرایانه(خلاف) ازخرید کالاهای موردنیازخود،به کنشگری می پردازند.به دیگرسخن،مردم درخریدنیازمندیهای خود،هنگامی که ارزانترباشندبیشترخریدمی کنند.اماهمین مردم درروندسرمایه گذاری،هرگاه که آخشیجهای  سرمایه گذاری از ارزش وبهای بیشتری برخوردار باشند،درخریدآن آخشیجهابه انجام کارمیپردازند. بنابراین برای دلگرمی مردم وکنشگران اقتصادی درورودبه بازارهای گوناگون سرمایه گذاری،بایدکه روندافزایش ارزش آن بازارها رادرپیش گیریم.
در ادامه بایدگفت که چون بازارسرمایه در برهم کنش دولت بابهره برداری از روش کانتیلون برای فروش سهام خودباارزش بالاکه پس از آن افت فزایندهٔ شاخص بازاررادرپی داشت روبروشد، مردم باورخودرابدین بازارازدست دادند که برای بازگشت این باور،دولت بایدراهکارهای زیررابه کار بندد:
۱-عرضه نخستیهاراتاهنگام بازگشت روندافزایشی به بازارسرمایه کناربگذاردوپس از آن نیزبه آرامی در فروش سهام عرضه نخستی ورودنماید.
۲-دولت به جای فروش اوراق بدهی دربازاربورس به مردم،این اوراق رابه بانکهافروخته وبرای آنهابه اندازهٔ اوراق بدهی خریدنموده،اعتبار مالی ویژه نماید.
۳-دولت بایدازشاخص وارن بافت بهره برداری نموده وبگذاردکه بازارسرمایه باروندی آرام به سوی بالا خیزبرداردتابه۱۳۰٪ارزش فرآوری ناویژهٔ درون کشوری برسد.
۴-دولت به جای چشم داشت به درآمددربورس از راه فروش سهام واوراق بدهی،به افزایش درآمد مالیاتی وکارمزدی خودکه درآمدهای راستین هستند،ازراه افزایش دادو ستدها بادلپسندنمودن بازاربورس ازراه رشدآرام و پیاپی بازارانجام کار نماید.
۵-نشست نمایندگان نیزمی بایست قانونی بگذارند که سازمان بورس خودگردانی یافته واززیربار چنبرهٔ دولت رهایی یابد اما بایدبرآوردن نیازمندی های دولت و ملت را در راهکارهای درپیش گرفتهٔ خودبکارگیرد.
دکترمحمدهادی ویسی
چهارشنبه ۱۴۰۰/۰۱/۱۸