ایدهٔ خردورز
بنام خدا
ایدهٔ خردورز
این نوشته می کوشدتاچگونگی روندکنشگری جامعهٔ ایران درمدارصفردرجه رابررسی نماید. همانگونه که همگی آگاهیم،ازدوران مشروطه تا کنون تلاش شده تافرمانروایی ملت جایگزین فرمانروایی قدرت گردد.آنچه که روشن می نماید این است که،فرمانروایی ملت بامیانجیگری قانون شدنی است،امادرفرمانروایی قدرت این ارادهٔ فرد است که فرمانروایی را رقم زده،دیدگاه فردبنام قانون به کنشگری درپهنهٔ جامعه می پردازد. اماچرا درایران ازدوران مشروطه تاکنون، بااینکه خواست مردم برفرمانروایی ملت ازراه قانون برای کنارزدن چالشهای پیش روی کشورومردم بوده،این خواست نتوانسته به بارنشسته وچالش ها راپشت سرگذارد؟درپاسخ به این پرسش خوب است به دیدگاه میرزاخانی ومجاهدبپردازیم. آنهابراین باورندکه هر ایدهٔ ابرازی برای کنارنهادن چالشهای پیش روی کشو وملت بایدبامدرنیته، ایدئولوژی و ناسیونالیسم همخوان باشد.چه اگر جزاین باشد،دیدگاه ابرازی توان جایگزینی قدرت قانون باقانون قدرت رانخواهدداشت.بنابراین ایرادکارمشروطه خواهان دراین بودکه خواهان فرمانرواکردن قانون،همراه بانگرش سکولار بودند که این خود پادگرایی(ضدیت)این دیدگاه باایدئو لوژی رارقم می زد.پیامدچنین نگرشی، پشتیبانی نکردن نهادهای مردمی ازسیستم مشروطه بودکه این کاستی،دوباره به فرمانروایی ارادهٔ فردی تبار پهلوی به جای قانون انجامید.ازسوی دیگرخاندان پهلوی نیزکه همان رویهٔ سکولاررادرپیش گرفتند، باآنکه تلاش نمودندبا پشتیبانی ازگروه هاواحزاب ناسیونالیستی چون حزب ایران باستان وحزب پان ایرانیسم، دیدگاه خودرادرراستای زنده نمودن تمدن ایران باستان نشان دهند،اماهمان دیدگاه سکولار ابرازی ازسوی آنها، پادگرایی مردم رارقم زده وسرانجام به سرنگونی این خاندان انجامید. ازدیدگاه گوستاولبون جامعه شناس،مردم خواهان دریافت ایده هادرچارچوب ایدئو لوژیک هستند تا ازبارمسئولیت خودبکاهند.از سوی دیگر دراصل نخست دیدگاه پست مدرن که درجلددوم کتاب تئوریهای مدیریت دکتررحمان سرشت بدان پرداخته شده وابرازمیداردکه «فرد افسانه است» بدین نکته نیزمی پردازدکه:«اندیشه های بشری تأثیرگذارنخواهدبودمگردرچارچوب ایدئولوژیک». بنابراین هرگونه پادگرایی باایدئولوژی به ناچاربه شکست انجامیده،به بارنخواهد نشست.دردوران کنونی نیزمردم باخواستهٔ جمهوری اسلامی برای به بارنشاندن استقلال وآزادی به میدان آمده،برای فرمانرواکردن ملت،راه قانون اسلام رابرگزیده و خواستارآن شدند.اما ملت ایران ایدئولوژی شیعه رااسلام میدانستند و این ایدئولوژی که باتلاشهای علامهٔ مجلسی دردوران صفویه،برای پاسداری از هویت ایرانی دربرابریورشهای ایدئولوژیک عثمانی برجسته گردید،آموزه های مذهبی خودرا برگرفته ازمکتب امام سوم شیعیان یعنی امام حسین(ع) همسرشهربانودختریزدگردسوم،شاهنشاه ساسانی گرفته است وامام زین العابدین (ع)نوهٔ راستین یزدگردسوم وشاهزادهٔ ایران زمین بوده،به پیروی از آن،دیگرامامان شیعه نیزشهزادهٔ ایران زمین به حساب می آیند.به همین دلیل درآموزه های علامهٔ بزرگوارمجلسی،به امامان و امام زاده های شیعه، شاه وشاهزاده میگفتند.ماننداینکه به امام حسین که دامادشاهنشاه ساسانی بود،شه تشنه لب گفته وبه دیگران نیزهمین القاب رانسبت میدادند.مانند: شاه چراغ،شاه عبدالعظیم،شااحمد شاهزاده محمد و...که این نگرش مذهبی، همگرایی ایدئولوژی و ناسیونالیسم رابه همراه داشت.ازسوی دیگراز آنجا که درمذهب شیعه یکی ازمنابع فقهی اجتهاداست، بنابراین این مذهب پا راازمدرنیته فراترنهاده،وارد پهنهٔ پسامدرن میشود زیراهمواره توانایی همگام نمودن خودباچگونگی پیرامون وزمان رادارد. بنابراین مذهب شیعه باوجودتوانایی دربه روز نگهداشتن خود، توانست باافزودن این توانایی به توان برقراری همبستگی بین ایدئوژی وملی گرایی ایران از هم پاشیده را به کشوروملتی منسجم و هماهنگ دگرگون نماید تا جاییکه توانمندواستوار دربرابرامپراطوری عثمانی ایستادودردوران شاه عباس بزرگ وکریم خان زند دلاور،مزهٔ شکستهایی بزرگ رابه عثمانیهاچشاند.اماپس ازانقلاب ازآنجا که گروه وجریان روحانیون مبارزکه اکنون بانام اصلاح طلب واردمیدان گشته،بانگرشهای خشک مذهبی ماننددوختن روسری باپونز بر پیشانی دختران ازسوی اکبرگنجی وطرح حجاب اجباری، باکارهای فرهنگی، واژه های شاه وشاهزاده رااز پیشوند نام امامان و امام زاده هابرداشته و واژهٔ امام زاده رانشاندندکه این خودجدایی ایدئولوژی از ناسیونالیسم رارقم زد.ازسوی دیگر،ازآنجا که این روند،اندیشگری اجتهادوبه روزرسانی راتنهادر دانش عقلی وکلامی میدید،ازسازگارنمودن دیدگاه های آیینی باتئوریهای علوم تجربی چشم پوشی مینمود.برای نمونه این گروه،ویدئوراممنوع کرده که آقای عبدخدایی باانگشت نشانه رفتن به سوی موردی که درآن دوران آقای سیدمحمدخاتمی وزیر ارشادبوده وآقای تاج زاده نیزدرآن نشست بودند،باپرسش ازچرایی ممنوعیت ویدئوازسوی آقای عبدخدایی،آقای سیدمحمد خاتمی درپاسخ می گویند:بفرماییدموادمخدررا هم آزادکنیم وآقای تاج زاده ابرازنموده،آقاچندروزغرب رفته،متجدد شده اند.همچنین ممنوعیت کاربردعینک دودی درپیست دیزین ازسوی آقای محمودمیرلوحی، ممنوعیت گفتگوی هنرپیشگان زن ومردپیش از همکاری درفیلم برای آشنایی بایکدیگردرچگونگی برقراری ارتباط درفیلم، ممنوعیت بازی هنرپیشه گان پیش ازانقلاب در فیلمهاوجنجالی که برسر فیلم برزخیهاباهنرپیشگی فردین،ایرج قادری، سعیدرادوناصرملک مطیعی به پاشدکه به جبهه گیری دربرابروزیرارشادوخت،آقای عبدالمجید معادیخواه انجامید.لیست ۱۵۰ نفره ای ازبازیگران که برای اخراج به آقای معادیخواه داده شدکه با ورود«حضرت آقا»که درآن هنگام رئیس جمهور بودندازآن جلوگیری گردید.ممنوع التصویر نمودن بهروزوثوقی،فردین وملک مطیعی ازسوی آقایان سیدمحمدخاتمی،میرحسین موسوی ومحسن مخمل باف،طرح جداسازی جنسیتی در گذرهاو اتوبوسهاوکشیدن چادربین دانشجویان از سوی آقایان روحانی،سیدمحمدخاتمی ومیرحسین موسوی،طرح حذف دگراندیشان بارویکرداعدامها وقتل عامهای بی دروپیکرخلخالی،کشتارسال۶۷ با تصمیم نشست موسوی خوینیها،موسوی اردبیلی موسوی تبریزی،مصطفی پورمحمدی، قاضی نیری ومیرحسین موسوی،پاکسازی دانشگاههاازسوی دکتر سروش ودکتر زیباکلام و... وواپس نگریهای خشک مذهبی که ازسوی آقایان فیض الله عرب سرخی، عباس عبدی،تاج زاده وسیدمحمدخاتمی دروزارت فرهنگ وارشاد اسلامی انجام می گرفت وفاجعهٔ بزرگترکه بافرمان آقای موسوی خوینیها پدرمعنوی اصلاحات انجام گرفت که همان ورودو یورش به سفارت آمریکاازسوی دانشجویانی چون سیدمحمدرضاخاتمی،سعیدحجاریان، معصومه (نیلوفر)ابتکار،عباس عبدی،حبیب الله بیطرف، محسن میرداماد،محموداحمدی نژادوکمال تبریزی
بود،همگی نمایش پادگرایی بی چون وچرای ایدئو لوژی مطرح شده ازسوی جریان اصلاح طلب با مدرنیته بود،درحالیکه مذهب شیعه باداشتن ویژگی اجتهاد،پاراازمدرنیته فراترنهاده ودرپهنهٔ دیدگاه پست مدرن قرارمی گیردزیرا این مذهب میتواندبه صورت اقتضایی به کنشگری پرداخته و نگرش مدیریت اقتضائی بربینش ونگرش دینی جامعه رارقم بزند.بنابراین پس ازانقلاب بانگرش خشک یک سویه گرای جریان روحانیون مبارز یا اصلاح طلبان کنونی،همبستگی۳یاختهٔ ملی گرایی، ایدئولوژی و مدرنیته ازهم گسیخت که همین کار زمینه سازکارا نبودن راهکارهای تکنیکی علوم تجربی برای کنارزدن چالشهای پیش رو را رقم زد.بنابراین می بایست دیدگاه معنانگر«ایدهٔ خردورز» جایگزین دیدگاه سرزمین نگر«ایدهٔ ایران» گردد. زیراچالش های پیش روی ایران وهرسرزمین دیگری باخرد ورزی واندیشه نگری کنارزده خواهد شدوبرای همین است که نگرش فقهی برگرفته ازقرآن بزرگ می فرمایند:
«کل ماحکم به شرع حکم به عقل وکل ما حکم به عقل حکم به شرع».
بنابرآنچه دربالاگفته شدوبر اساس خردواندیشهٔ بهینه نگربایدگفت:
هنگام آنست که مذهب شیعه بارویکردونگرش علامهٔ بزرگوارمجلسی،به پهنهٔ ایران زمین بازگرشته و«ایدهٔ خردورز»راهکارخودراپیاده سازی نماید.
دکترمحمدهادی ویسی