بنام خدا
فلسفهٔ عاشورا
امروزه وبا پدیداری اندیشه و نگرش‌های نوین پیرامون رویدادعاشورا، برخی از اندیشمندان آنرا تنهایک جنبش دانسته وبرخی دیگر بدان به چشم یک رستاخیز(قیام)می نگرند.
حال مادراین نوشتاردرپی آنیم که چهرهٔ راستین این رویداد را بررسی نماییم.
آنچه که روشن است این رخداد درپی درخواستی نارواازسوی یزید خلیفهٔ آن هنگام دال بر پذیرش زورمدارانهٔ خلافتش ازسوی پیشواحسین بن علی که درودخدابراوباد، روی داده است.بنابراین وبا نگاه به ورود اهرم«زور»وکنارگذاری آخشیج «اختیار»،یزید ناهمسو با آیهٔ«لا اکراه فی الدین» که آزادی اندیشه را نویدمی دهد وآیهٔ «و امرهم شورا بینهم»که بر آزادی بیان وباور و ابراز دیدگاه آزادانه برای گرفتن بهترین تصمیم در ادارهٔ کارها ابرام دارد، به کنشگری وجبهه گیری دربرابر پیشوا پرداخته وزمینه سازخدشه ونوآوری درآیین اسلام گردیده است که با روند و نگرش فرزندان رسول خدا ناهمسویی ژرف دارد.حال دراین هنگامه، بزرگ پیشوای آزادگی حسین بن علی به رد درخواست یزید انجام کار نموده وبدین روش زمینهٔ مفهوم سازی پیامدهای کنش انجام گرفته را فراهم نمود. بنابراین می‌توان گفت که دراین هنگامه پیشوای سوم شیعیان دربرابر درخواست ناروا و زورمدارانهٔ یزیدایستادگی وپایداری نموده که خود بروز «رستاخیز(قیام)تئوریک»از سوی پیشوا را نشانگر است.زیراازدیدگاه«پیرس» پیش ازبروز رفتار پراگماتیک،می بایست مفهوم سازی بایسته برای پی بردن به پیامدهای کنشگری پیشرو انجام گیرد. ازسوی دیگرپس از فراخوان مردم کوفه ازپیشوای سوم شیعیان وبروز بن یاختهٔ«پذیرش»،ایشان با نگاه به داشتن پروانهٔ آیینی مشروعیت براساس آیهٔ تطهیر و بروز بن یاختهٔ مقبولیت بر اساس آیهٔ اولوالامر،می بایست فرمانبردار بر پیشوایی مردم مسلمان بوده ونمی توانست از این موردسرباز زند.
امادرکربلا ودر رخداد روبروشدن با حر، آن بزرگ پیشواباردیگرباگزینهٔ زور برای فرمانبرداری از یزید
روبروگردیدوچون سپاه حر،پیشوا حسین بن علی (که درودخدابراوباد)راوادارنمودکه بین جنگ و سازش یکی رابرگزیند،آن بزرگوارچون اصول آزادی اندیشه وبیان وباورکه از بزرگترین ره آوردهای آیین بزرگ اسلام است رادرخطر و بروز تورش در کیش بهی را به روشنی می دید، دست به کنشگری کارکردی زده وبدین روش«رستاخیز تئوریک»خودکه برای مفهوم سازی پیامدهای  خیزش خودابراز نموده بودرابه «رستاخیز پراگماتیک» دگرگون نمود. 
بنابراین می‌توان گفت که پیشواحسین بن علی (که درودخدابراوباد)دوباردر بروز رستاخیز (قیام) انجام کار نموده که یک بار«رستاخیز یا قیام تئوریک» و دیگربار«رستاخیزیاقیام پراگماتیک» بوده است که به روشنی از زیروبم خیزش تا پایان جنبش ایشان این پدیده نموداراست.
امادرسی که از این فلسفه بایدگرفت این است که درآیین بزرگ اسلام، پذیرش گفتمان وسازش در برابر استکباری که جز به کارگیری «زور» هیچ گزینهٔ دیگری را درپیش نمی گیرد، ناروا بوده و هرگونه گفتمان وسازشی دراین چارچوب، ناهمخوان با کیش بهی اسلام است. بنابراین در دورهٔ کنونی وبا نگرش به این نکته که استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای امپریالیسم تروریست، هیچ راهکاری جز زور را سرمشق کار خود قرار نداده است، همانگونه که بزرگ پیشوا  خامنه ای بدان ابرام داشته، هرگونه گفتمان و سازش با استکبار وخت، ناهمسو وناهمخوان با کیش روشنگر اسلام می باشد.
دکتر محمدهادی ویسی