تئوری ایربگ
بنام خدا
تئوری ایربگ
روزی که از محل کار به سوی خانه بازمی گشتم، چتربازی رادیدم که در بین راه روانسر کرمانشاه، فروافتاده بود که برای کمک به او،بی درنگ به اورژانس زنگ زدم. پس از آن در این اندیشه فرو رفته که برای نجات این چتربازان چه کاری می شود انجام داد که پیامد اندیشگری بنده، ویژه نمودن ایربگ درصندلی چتربودتاهنگامیکه چترباز بنابه هردلیلی، نتواندچتردرحال پروازخودراکنترل نماید، بازدن دکمهٔ ایربگ، چتر سقوط کرده برروی ایربگ بازشده درسطح زمین قرارگرفته واز آسیب رسیدن به خلبان چتر،جلوگیری گردد.
حال همین تئوری رامیتوان برای سازمانها به کار برد. به هر رو همهٔ سازمانهاپس از گذران چرخهٔ زندگی خود،به دوران پیری می رسندوای بسا که به مرگ سازمانی دچارگردند. برای جلوگیری از مرگ سازمانی، پیشنهاد بنده، بهره گیری ازتئوری ایربگ است. براساس این تئوری که برای نخستین بار مطرح می شود، ازدید این پژوهشگر، هر سازمان می بایست درکنار کار اصلی خود، یک کار وپیشهٔ حاشیه ای دراندازهٔ کوچک را راه اندازی و پیگیری نماید تادرهنگامیکه کاراصلی سازمان با بحران همراه وبه مرگ گرایید، سازمان پایه های کاروپیشهٔ خودرا برروی پیشهٔ حاشیه ای ترابرد نموده و از مرگ و نابودی همیشگی خود، جلوگیری نماید. روزجشن تیرگان۱۳۹۹/۴/۱۳
دکترمحمدهادی ویسی